عروسی خون
فولاد که از جنگل آهن به دامن روزها می خزد
روزها که کار در معادن را به بانک ها وصل می کنند
بانک ها که رویاهای زرین را می سازند
رویاهایی که آسمان های جهان را آکنده است
آکنده از دودهایی که برمی خیزند و فرو نمی نشینند
فرو نمی نشینند گرد و غبار مدرسه های ویران
ویرانه ای یا گورستانی از آرزوهای ناتمام
تمام نمی شوند دست هائی که در انفجار معدن گم می شوند
گم می شوند پرولترهای کارخانه در مستی شبانه
شبانه روز فشنگ و تفنگ
از دست های پینه بسته ی تو شلیک می شوند
شلیک بر مغز یوزپلنگ ها ئی که تا تن پوش زنان هالیوود دویده اند
دویده اند پابرهنه تا اردوگاه دزدان دریائی
دله دزد های کوچکتر از سایه های ناو هواپیمابر
هواپیماها که پرواز را از آواز تهی می کنند
تهی مثل کاسه های قحطی زده ی آفریقا
قحطی فائو را غرق می کند در عرق شرم
غرق شده شرم در روزهائ سترون تاریخ
سترون شده اند مانیفست های آوانگارد قرن ۲۱
قرن ۲۱ از پهنه ی اقیانوس ها و اعماق جنگلها می اید
می آیدتا چرنوبیل و بوپال تا سردشت و حلبچه
می آید و مرگ را قسمت می کند
و تاول ها را و سرفه ها را
سرفه ها در کارخانه بافندگی در پتروشیمی در قانون کار
قانون کار موقت و زندگی اجاره ای
اجاره می شویم در پروژه ی اهرام ثلاثه
اجازه مان دست ارباب راکفلر و جناب روچیلد
رب الارباب سود و سرمایه رب النوع جنگ
برادر بزرگتر هفت خواهران ماه سیمای بورس نیویورک
لوله های نفت که از عصب های دردناک ما می گذرند
می گذرند ز نقشه های رنگارنگ سایکس پیکو و لورنس
تا کازینوهای هاوائی و جزایر قناری
تا بانک های ترور و توطئه در آیپک
آیپک سگ های فراوانی دارد قانع به تکه استخوانی
و تاج و تختی موروثی در دوبی و ریاض
سگ هائی که پوزه به چکمه های آرامکو می سایند
می آسایند در سایه ی چاه های مفت نفت
مفتی فتوای مفتی نمی دهد
و توله سگ های هار
پاچه ی صاحب خانه را می گیرند
می گیرند و می بندند و می کشند با فتوای شرعی
این شارع به واشنتگتن منتهی می شود
منتهی الیه دریوزگی در معبد صهیون
صهیون که هنوز دل نمی کند از هولوکاست
کاست عبری که عبرت نمی گیرند از فاشیست ها
این شارع گرگ های دیوانه را به شامات می برد
شام آخر عروس خاورمیانه
روزها که کار در معادن را به بانک ها وصل می کنند
بانک ها که رویاهای زرین را می سازند
رویاهایی که آسمان های جهان را آکنده است
آکنده از دودهایی که برمی خیزند و فرو نمی نشینند
فرو نمی نشینند گرد و غبار مدرسه های ویران
ویرانه ای یا گورستانی از آرزوهای ناتمام
تمام نمی شوند دست هائی که در انفجار معدن گم می شوند
گم می شوند پرولترهای کارخانه در مستی شبانه
شبانه روز فشنگ و تفنگ
از دست های پینه بسته ی تو شلیک می شوند
شلیک بر مغز یوزپلنگ ها ئی که تا تن پوش زنان هالیوود دویده اند
دویده اند پابرهنه تا اردوگاه دزدان دریائی
دله دزد های کوچکتر از سایه های ناو هواپیمابر
هواپیماها که پرواز را از آواز تهی می کنند
تهی مثل کاسه های قحطی زده ی آفریقا
قحطی فائو را غرق می کند در عرق شرم
غرق شده شرم در روزهائ سترون تاریخ
سترون شده اند مانیفست های آوانگارد قرن ۲۱
قرن ۲۱ از پهنه ی اقیانوس ها و اعماق جنگلها می اید
می آیدتا چرنوبیل و بوپال تا سردشت و حلبچه
می آید و مرگ را قسمت می کند
و تاول ها را و سرفه ها را
سرفه ها در کارخانه بافندگی در پتروشیمی در قانون کار
قانون کار موقت و زندگی اجاره ای
اجاره می شویم در پروژه ی اهرام ثلاثه
اجازه مان دست ارباب راکفلر و جناب روچیلد
رب الارباب سود و سرمایه رب النوع جنگ
برادر بزرگتر هفت خواهران ماه سیمای بورس نیویورک
لوله های نفت که از عصب های دردناک ما می گذرند
می گذرند ز نقشه های رنگارنگ سایکس پیکو و لورنس
تا کازینوهای هاوائی و جزایر قناری
تا بانک های ترور و توطئه در آیپک
آیپک سگ های فراوانی دارد قانع به تکه استخوانی
و تاج و تختی موروثی در دوبی و ریاض
سگ هائی که پوزه به چکمه های آرامکو می سایند
می آسایند در سایه ی چاه های مفت نفت
مفتی فتوای مفتی نمی دهد
و توله سگ های هار
پاچه ی صاحب خانه را می گیرند
می گیرند و می بندند و می کشند با فتوای شرعی
این شارع به واشنتگتن منتهی می شود
منتهی الیه دریوزگی در معبد صهیون
صهیون که هنوز دل نمی کند از هولوکاست
کاست عبری که عبرت نمی گیرند از فاشیست ها
این شارع گرگ های دیوانه را به شامات می برد
شام آخر عروس خاورمیانه
که به عروسی خون دعوت شده است
شعر از غلامرضا نصراللهی
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم تیر ۱۳۹۵ ساعت 22:44 توسط غلامرضا نصراللهی
|