شعر دهه ی نود : زورآزمایی  انشعابات موج نو  با شعر آوانگارد

دهه ی هشتاد ، شعر نو فارسی در رخوت و سکون بود. شعر چریکی و سیاسی در دهه ی شصت به محاق رفت و شعرهای منشعب و یا نزدیک به موج نو مانند شعر حجم ، شعر دیگر و موج ناب به حاشیه رفتند. دهه ی شصت تا حدودی هژمونی شعر شاملو تثبیت شد.‌

دهه ی هفتاد شاهد افول شعر شاملویی و ظهور شعر آوانگارد در شاخه های مختلف همانند شعر زبان و شعر هفتاد و شعر پسامدرن بود‌ .

دد دهه ی هشتاد بود شعر آوانگارد از نفس افتاد و به ضعف گرایید. قطع ارتباط شعر آوانگارد با توده ی مردم و حتا علاقمندان شعر و پایان یافتن ماجراجویی ها و نوآوری های شاعران این نحله و عقبگرد تعداد زیادی از آنها باعث شد شعر آوانگارد نتواند به نفوذ و گسترش خود ادامه دهد.

سرخوردگی بسیاری از شاعران از بازی های زبانی و ابهام ها و دشوار فهمی های شعر آوانگارد زمینه را برای روی آوردن بسیاری از شاعران به شعر ساده و بدون پیچیدگی فراهم کرد.

از این لحاظ بود که در دهه ی هشتاد شاهد تکاپوست و تپش های تازه نبودیم.

دهه ی نود شعر آوانگارد دوباره از خواب طولانی سر بلند کرد و کوشید تا جایگاه از دست رفته ی خویش را بیابد. شاعران آوانگارد با استفاده از دستاورد های دهه ی هفتاد کوشیدند بار دیگر رهبری شعر امروز را به دست گیرند.

در آن سوی میدان بازماندگان شعر دیگر و حجم و موج ناب به همراه شماری از جوانان و نو آیندگان به احیای آثار و معرفی شاعران منشعب از موج نو پرداختند و کوشیدند جریان های موج نو که بیشتر در قالب شعر دیگر و حجم تعریف می شد را به متنِ زنده و تاثیرگذارِ ادبیات امروز وارد کنند. در این میان ؛ صحنه از مجادلات قلمی و طعنه ها و کنایه های طرفین مدعی خالی نبود.

این گزارش مختصر را با این وعده پایان می دهیم که در آینده به نقد جریان های شعر معاصر بپردازیم

نگاهی به دیوان استاد فضل الله اعتمادی خویی برنا :سپند مجمر عشق

:سپند مجمر عشق : مجموعه اشعار شامل قصائد، غزلیات، رباعیات و مقالات/ فضل‌اله‌خان اعتمادی‌خویی( برنا) ؛ به کوشش مهدی نجاراعرابی ؛ نمونه‌خوان و ویراستار راضیه سلطانی ، اصفهان : سلام سپاهان ، ۱۴۰۱ ، ۴۰۲ ص
:

به تازگی دیوان اشعار استاد برنا اصفهانی ( فضل الله اعتمادی ) چاپ شده است. درباره ی زندگی این شاعر معاصر در همین وبلاگ سخن گفته ایم .جمع آوری و چاپ شعرهای این شاعر ماهر ادبیات کلاسیک کاری ستودنی و با ارزش است. به ویژه اینکه گردآورنده ، پس از فوت استاد ، به دست خط شعرهای او دست یافته و در نشریات و کتاب ها نیز جستجو کرده و مجموعه ی اشعار آن مرحوم را تدوین و به چاپ سپرده و مانع از نابودی آنها شده است .

استاد برنا در زمان حیات هیچ علاقه ای به جمع آوری و چاپ اشعارش نشان نداد و حتی شعرهای پراکنده ی خود را به صورت دیوان مدون و تنظیم نکرد و سروده هایش در اوراق پراکنده و بریده نشریات نزد او باقی مانده بود.

استاد برنا را از سال ۱۳۷۰ می شناختم. سالهای ۷۲ تا ۷۵ مرتب در دفتر هفته نامه نوید اصفهان او را می دیدم. به شدت در چاپ درست شعرهایش تعصب داشت و از غلط چاپ شدن شعرش عصبانی می شد. برای همین قبل از چاپ نسخه تایپ شده شعر را دقیق می خواند و غلط گیری می کرد و تا مطمئن نمی شد که شعرش کاملا بی غلط است ، دفتر مجله را ترک نمی کرد.

از زحمات آقای اعرابی در گردآوری و چاپ این اثر تشکر می کنم.

علامه قزوینی ؛ پژوهشگری بی مانند

نوشته : نادره جلالی

*

درباره علامه محمد قزوینی، بزرگ مردی که اکنون ۷۳ سال از درگذشت او می‌گذرد و در فن پژوهش و تصحیح متون خطی فارسی بی‌مثل و مانند بود، می‌نویسم که چطور پژوهشگری برجسته شد و صادقانه و بی‌ادعا قریب به نیم قرن زندگی خود را وقف خدمت به فرهنگ و ادب ایران‌زمین کرد. بی‌گمان، سیره و سرگذشت او می‌تواند ما را در برخورد با امور دانشگاهی، اصول تعلیم و تربیت و شیوه پژوهش امروز یاری کند، پرتوی بر راه ما بیفکند و الگو و سرمشق قرار بگیرد.

محققی که به قول عباس اقبال آشتیانی «نه تنها در قرون اخیر نظیر او را نداشته‌ایم، بلکه در طول تاریخ ما با وجود کثرت عظیم عده اهل علم و فضل، همچون او بسیار کم و شاید نادر است و می‌توان وی را «بیرونی ثانی» خواند». یک طالب واقعی علم که تربیت طلبگی داشت و مسلط به زبان‌های عربی و فرانسه بود و روح جستجوگر و طالب علم‌اش او را در ۲۸ سالگی به قصد دیدار از کتابخانه لندن و نسخه‌های قدیمی نفیس آن، راهی لندن کرد. بعد به پاریس و آلمان رفت و ۳۶ سال دور از وطن، اوقات خود را به پژوهش و بررسی نسخه‌های خطی فارسی و عربی در مراکز پژوهشی گذراند. ضمن آشنایی با مراکز شرق‌شناسی اروپا و مراوده با ایران‌شناسان نامداری چون کلمانت هوار، بلوشه، ماسینیون، هانری ماسه، ادوارد براون با روش پژوهش غربی و تصحیح انتقادی متون بیشتر آشنا شد. همچنین از ۱۶ نسخ خطی نفیس عکسبرداری کرد و همراه با مقدمه‌هایی که برای آن‌ها نگاشته بود، به ایران فرستاد.

او در این ایام، نه تنها هیچ‌گاه مرعوب و مجذوب غرب نشد، بلکه نخستین فردی در قرن اخیر بود که سنت تصحیح و مقابله متون علمی را که از قرن ۳ ق در جهان اسلام وجود داشت و حنین بن اسحق در یکی از آثار خود این موضوع را تصریح می‌کند، با روش علمی جدید و طریقه تحقیق نوین غربی تلفیق کرد. درواقع او در تصحیح متون، شیوه علمای بزرگ مسلمان را به کار برد با این تفاوت که جدا کردن متن از حواشی به‌صورت امروزی آن، همچنین نحوه روشمند و دقیق معرفی نسخه‌های مورد استفاده در تصحیح و معین کردن نشانه هرکدام، ذکر موارد اختلاف نسخ در زیرنویس‌های صفحه یا در ملحقات کتاب را که در اروپا شایع بود، وارد چاپ‌های انتقادی فارسی کرد. بدین‌ترتیب با توجه به اطلاعات وسیع در زمینه کتاب‌شناسی، روح انتقادی، همراه با دقت و وسواس علمی به تصحیح متون خطی مهمی چون تاریخ جهانگشای جوینی (۳ ج) همت گمارد.

با بازگشت به ایران در ۱۳۱۸ ش، عشق به زبان و ادب فارسی، زندگی او را نیز با حافظ شاعر بنام ایران عجین ساخت به‌طوری که معروف است هر شش‌ماه یک بار دیوان او را دوره می‌کرد و می‌گفت ترازوی سنجش من، تعلق خاطر هر دانشمند یا اهل ذوقی به شعر حافظ است. بنابر این، تقریباً حدود ۲۰ سال از عمر خود را با دکتر قاسم غنی صرف تصحیح دیوان حافظ کرد. تصحیحی که با وجود گذشت ۸۱ سال از انتشار آن، هنوز پرفروش‌ترین تصحیح در بازار و مورد تائید اکثریت حافظ‌پژوهان است و اولین تصحیح علمی و انتقادی از دیوان حافظ به شمار می‌رود. زیرا او با همکاری غنی ۱۸ منبع فراهم کرد که مهم‌ترین آنها نسخه معروف به خلخالی به سال ۸۲۷ ق بود که محور تصحیح قرار گرفت.

با نگاهی به کارنامه زرین علمی علامه قزوینی می‌توان گفت او علاقه و همت خستگی‌ناپذیری در کسب معرفت و دانش داشت و در بوستان خرد و دانش پیام زندگی شرافتمندانه و پیوند دانش و کردار را سرلوحه قرار داد. پیرو مکتب دقت و تعمق بود و بر کیفیت تاکید می‌ورزید. انصاف و حزم ادبی، اطلاع از تحقیقات و تدقیقات محققین غربی، تبحر در ادبیات فارسی و عرب، نگارش مقدمه‌های ممتع مشتمل بر اطلاعات جامعی درباره پیشینه موضوع و تعلیقات سودمند که روشنگری متن را در بر داشت، تشخیص ضرورت تصحیح یک متن، کندوکاو در منابع، گردآوری تمام نسخه‌ها، انتخاب نسخه اصح و اصلح، به کار گرفتن ذوق انتقادی و توضیح شیوه کار به نحوی که می‌توان از آنها نکات بسیار آموخت و در تصحیح متون دیگر به کار بست، همه و همه از ویژگی‌های علمی و اخلاقی او بود که پژوهشگری توانا، مصححی دانا و برجسته و مشهور به علامه قزوینی از او ساخت تا آنجا که امروز می‌توان گفت که تقریباً مصحح و پژوهشگری را نمی‌توان یافت که آوازه او را نشنیده باشد.

در روزگار وانفسای کنونی که هر کس داعیه استادی و پژوهشگری دارد، روش و منش آموزگاری و پژوهشی، نکته‌یابی و باریک‌بینی این چهره ماندگار و پیشوای اهل تحقیق و شرف و حیثیتی که برای تعلیم و استادی و پژوهش قائل بود و زندگی خوشنام او می‌تواند وجهه همت قرار گیرد و تذکار و شیوه پژوهش او الگوی پژوهشگران که چگونه کوشا و کوشنده و جستجوگر باشند و ذهن و زبان و قلم را به خدمت گرفته و آثاری ستودنی همچون او به اهل علم عرضه کنند.»

https://www.cgie.org.ir/fa/news/267891/%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%82%D8%B2%D9%88%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%9B-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF-%D9%86%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84%DB%8C