تاریخ ادبی خوانسار در  عصر قاجار

شهر به ظاهر دور افتاده از مرکز ؛ در غرب اصفهان یکی از مراکز کهن تمدن ایران است . این شهر در دوره های مختلف در فرهنگ و دانش و ادبیات درخشیده است.

آنچه از اسناد و مدارک موجود بر می آید در دوره ی قاجار شهر خوانسار از لحاظ تعداد با سوادان با توجه به جمعیت جزو باسوادترین شهرهای استان اصفهان به شمار می رفت نه اند. بیش از ۴۰۰ شاعر و خوشنویس و عالم تنها در عصر قاجار در این شهر بوده اند که در میان جمعیت تقریبا ۸۰۰۰ نفری خوانسار در آن دوره درصد خوبی را نشان می دهد.

با روی کار آمدن سلسله قاجار ثبات نسبی در کشور به وجود آمد و امنیت برقرار شد و شرایط برای فعالیت های تجاری و کسب و کار و کشاورزی فراهم شد و رونق اقتصادی به سهم خود موجب رونق فرهنگی شد .

در اوایل دوره قاجار در خوانسار محافل و انجمن های ادبی رونق گرفتند و شعر خوانی طرح شعر و نقد شعر در آن انجمن ها رایج شد.

در هشت برگ قبل از شروع نسخه " هیات " فارسی ، تالیف ملا علی قوشچی مطالب قابل توجه درباره ی انجمن ادبی خوانسار عهد فتحعلی شاه قاجار ( حک ۱۲۱۱-۱۲۵۰ ق. ) دیده می شود :

هشت برگ قبل از كتاب دارای چند غزل است از میرزا هدایت الله حریق و ملاعلی كاشانی حزین و اخگر خوانساری و شایق خوانساری و منعم خوانساری و محروم خوانساری و اسیر خوانساری و مطرب خوانساری و طایر خوانساری و مفتون خوانساری و وایل خوانساری و وامق و طبیب، تمام این غزلها در تضمین بیتی گفته شده كه میرزا ابوالقاسم در یكی از باغهای خوانسار به سال ۱۲۲۰ بدیهتا ساخته است:

سنگ بر در می زند دل در سرای سینه ام

كین زمان خواهم كنم پرواز در را باز كن

این نسخه را محمد سلیم بن ملک حسنی نوری در یک شنبه شب عید اضحی ( ۱۰ ذیحجه ) سال ۱۱۳۱ ه. ق. کتابت کرده است است و به شماره ۱۲۷ در کتابخانه موسسه امام صادق ( علیه السلام در قم وجود دارد. (۱)

در همین دوره شاعران دیگری همچون صفا قودجانی، عندلیب خوانساری ، مدهوش خوانساری ، هالک خوانساری ، میرزا جواد اسیر خوانساری ، داراب خوانساری ، میرزا محمد حسین سرور خوانساری نیز در این عهد یا کمی بعد از آن می زیسته اند.

منابع

------------------------------------------

۱. فهرست نسخه های خطی کتابخانه موسسه امام صادق ( علیه السلام ) قم ص ۹۵.

اطلاعات ادبی و رجالی جُنگ شماره ۱۴۱ کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی

از میان جُتک ها و بیاض های کتابخانه آیت الله مرعشی جُتک شماره ۱۴۵۱ حاوی اطلاعات باارزشی است .

این جنگ نفیس كه دارای ۱۳۱ برگ و حاوی اشعار و مطالب متفرقه می باشد بخطوط گروهی از ادبا و شعرا و دانشمندان است كه بین سالهای ۱۰۵۴-۱۰۶۶ ه. ق. نوشته شده و بدان نام «سفینه مرحوم میرزا محمد فیاض» داده شده ، گویا بدان جهت كه نام وی در چند جا آمده و از كاتبان درخواستن نوشتن در آن را می كرد . فهرست موضوعات و نام كاتبان و تاریخ كتابت با شماره صفحه ها بدین قرار است : ۱- مثنوی میرزا صادق تفریشی ( ۱پ-۵ر ) ۲- قصیده یائیه میر ابوالقاسم فندرسكی ( ۶ر-۶پ ) ۳- اختلاف معتزله با اشاعره ( ۱۶ر ) ۴- نورس نامه ملاظهوری (۱۶پ-۱۸ر ) ۵- گلزار ابراهیم ملا ظهوری ( ۱۸ر-۲۵ر ) . دو رساله ملا ظهوری بخط شمس و بتاریخ ماه رجب ۱۰۵۴ نوشته شده . ۶- اندرزی از یكی از حكما ، بخط میرزا عبدالله دماوندی خطاط ماهر دوره صفوی ( ۲۵پ ) ۷- حكایة العابلة و ابنها المظلومة ، بخط نسخ زیبای میرزا محمد ابراهیم هنگامی كه خدام میرزا موسی متوجه سفر دارالسلطنه اصفهان بودند و بتاریخ دوشنبه رجب ۱۰۵۴ ( ۲۶پ-۳۲پ ) ۸- اشعار عربی از ابوالفتح بستی و حلاج ، ظاهراً بخط همان میرزا محمد ابراهیم ( ۳۳ر ) ۹- غزلیاتی از حكیم صاحب و بخط خودش ( ۵۰ر-۵۱ر ) ۱۰- فوائد و اشعاری از محمد علی و بخط خودش ( ۵۱پ-۵۲ر ) ۱۱- اشعاری از محمد هاشم نویدی اصفهانی و بخط خودش ( ۵۲پ-۵۳ر ) ۱۲- غزلی از میرزا صادق دست غیب و بخط خودش ( ۵۳پ ) ۱۳- رباعیات از میرزا رضی دانش ، خود شاعر بتاریخ شوال ۵۴ نوشته است ( ۵۴پ-۵۶ر ) ۱۴- چند غزل از مولانا كاتبی ( ۵۶پ-۵۷ر ) ۱۵- متفرقات ، بخط محمد علی بن موسی الحسینی بتاریخ ۱۰۶۱ ( ۱۱۵ر ) ۱۶- اجوبة مسائل ملا شمسا گیلانی از صدرالدین شیرازی ( ۱۱۵پ-۱۲۲ر ) ۱۷- رساله شاتیه منسوب به خواجه نصیرالدین طوسی ( ۱۲۲ر-۱۲۳ر ) ۱۸- تفسیر سوره زلزله از ملا صدرا شیرازی ( ۱۲۳ر-۱۳۰پ ) ۱۹- دو یادداشت بخط نستعلیق شكسته زیبای ملا محمد كاظم ( ۱۳۰پ ) ۲۰- رساله عدم الخوف من الموت منسوب به ابن سینا ( ۱۳۱ر-۱۳۳پ ) ۲۱- رساله فی القوی الانسانیة و ادراكاتها از ابن سینا ( ۱۳۴ر-۱۳۵ر ) ۲۲- نامه سهروردی به كمال الدین ( ۱۳۵پ ) ۲۳- وصیت سهروردی به فرزندش ( ۱۳۶ر ) ۲۴- حدیث ابو الدرداء ( ۱۳۶پ-۱۳۸ر ) ۲۵- نصایح ملوك و بزرگان به مردم ( ۱۳۸ر-۱۳۹پ ) ۲۶- حدیث تزویج حضرت زهرا علیها السلام ( ۱۴۰ر-۱۴۲ر ) مطالب شماره ۱۶ تا ۲۶ ( جز دو یادداشت شماره ۱۹ ) بخط ابراهیم بن قیابیك اصفهانی است . ۲۷- حدیثی از حضرت رضا علیه السلام ، بخط محمد حسین بن محمد باقر ( ۱۸۰ ر ) ۲۸- اسرار الصلاة از قاضی سعید قمی ( ۱۸۰ر-۱۸۱ر ) ۲۹- اشعاری از حاج محمد خان قدسی كه بتاریخ ۱۴ رمضان ۱۰۵۴ نوشته شده ( ۱۸۱پ-۱۸۵پ ) ۳۰- مثنوی تعریف كشمیر ، بتاریخ پنجشنبه ۱۷ رمضان ۱۰۵۴ نوشته شده ( ۱۸۶ر-۱۸۸ر ) ۳۱- دو یادداشت ، بخط نستعلیق محمد تقی ( ۱۸۸پ ) ۳۲- از كتاب خواص آیات ( ۱۸۹ر ) ۳۳- فالنامه میر باقر شیرازی ( ۱۸۹پ-۱۹۱ر ) ۳۴- چند یادداشت بخط محمد علی استرابادی ( ۱۹۱پ ) ۳۵- یادداشتی از اخلاق ناصری بخط محمد حسن بن جعفر الحسینی ( ۱۹۲ر ) ۳۶- رساله ای در تصوف از نجم الدین كبری ، بخط حیدر بن علی بن اسماعیل بن عبدالعالی الهاشمی العاملی ( ۱۹۲پ-۱۹۳ر ) ۳۷- وصیت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام بخط همان عاملی ( ۱۹۳پ ) ۳۸- وقفنامه از شاه عباس صفوی ، بخط نستعلیق شكسته زیبای ابراهیم شریف الحسینی ( ۳۵۱پ-۳۵۶ر ) ۳۹- دیباچه ای كه آقا حسین بر مجموعه یكی از اعزه نوشته ( ۳۵۶پ-۳۶۰پ ) ۴۰- حقایق الصنایع ، رساله ای است فارسی در بیان حدود علم و صناعات از نظر فلسفه ( ۳۷۵پ-۳۹۱ر ) ۴۱- رساله طبی منسوب به ارسطاطالیس كه برای اسكندر نوشته است ، بتاریخ بیستم رمضان ۱۰۶۶ نوشته شده ( ۳۹۱پ-۴۲۰پ ) ۴۲- یادداشتهای متفرقه كه بآخر مجموعه الحاق شده . متأسفانه از برگهای اصل این مجموعه چند برگی افتاده است كه شماره آنها ضمن شماره های مطالب مشخص است .
تدوین و گردآوری: موسسه فرهنگی پژوهشی الجواد

‏يادداشت مشخصات ظاهری:نوع و تزیینات جلد: تیماج قهوه ای

‏خصوصيات نسخه موجود:بخطوط و تواریخ مختلف ، عناوین شنگرف یا نوشته نیست ، صفحه ها مجدول به زر و مشكی ، سطرها راسته و چلیپا ، روی برگ اول فهرست ناقص مطالب آمده است .

ماخذ: فهرست نسخه های خطی كتابخانه آیة الله نجفی مرعشی. ج.۴

****

از فواید این نسخه نمونه خط چند خوشنویس و ادیب گمنام عهدی صفوی همچون ابراهیم شریف الحسینی ، ملا محمد کاظم ، میرزا محمد ابراهیم و میرزا عبدالله دماوندی است.

همچنین این جُتک، ظاهرا تنها منبعی است که از محمد هاشم اصفهانی متخلص به نویدی یاد شده و شعر او به خط خودش آمده است. در هیچ یک از تذکره های عصر صفوی و پس از آن شرح حال و شعر این شاعر دیده نمی شود.

این جنگ نفیس حاوی شعر شاعران به خط خودشان است و از این لحاظ بسیار نفیس و ارزشمند است ( خط و شعر ابراهیم بن قبا بیگ قاجار ، میرزا رضی دانش مشهدی ، میرزا صادق دستغیب و حکیم صاحب )

ناگفته هایی از  احیاء آرامگاه صائب  

در سال های آخر زندگی شاعر معاصر اصفهان استاد میرزا فضل الله خان اعتمادی خوئی گاهی خدمت ایشان در منزلشان واقع در خیابان چهارباغ بالا می رسیدم و خانه ایشان تنها منزل مسکونی خیابان چهارباغ بالا بود که برِخیابان قرار داشت.

استاد اعتمادی تا آخر عمر مجرد بود . کارمند بازنشسته ذوب آهن بود و اوقات را بیشتر در انجمن ها و محافل ادبی می گذراند. در خانه هم به مطالعه مشغول بود و همدم تنهایی هایش گربه هایی بودند که در خانه در رفت و آمد بودند و رام و دست آموز بودند.

اعتمادی در شعر " برنا " تخلص می کرد و در ماده تاریخ سرایی استاد مُسَلَّم و بلامنازع این فن در اصفهان بود و او را باید به حق خاتم الشعراء در ماده تاریخ گویی دانست.

او علاوه بر اصفهان گاهی در انجمن های ادبی تهران هم حضور می یافت و بسیاری از شاعران و انجمن ها را می شناخت و خاطرات فراوانی از آنها داشت که متاسفانه ثبت و نوشته نشد .

باری سخن که بدین جا کشید لازم است بگویم که زنده یاد مشیر سلیمی به واسطه همین انجمن های ادبی با استاد اعتمادی آشنا شده بود و در اواخر دهه ی سی و در دهه ی چهل مشغول به نوشتن تذکره زنان سخنور و مردان سخنور شده بود و از کمک استاد اعتمادی هم برخوردار شده بود و شرح حال جمعی از شاعران زن و مرد اصفهانی را از او گرفته بود.

استاد اعتمادی برایم تعریف کرد که در آن سالها مزار صائب به باغ صائب شهرت داشت و بسیاری می دانستند که مزار صائب در آن باغ است. این باغ یک ملک شخصی بود و فردی مُعَمَّم به نام خلدی نسب مالک آنجا بود و کسی را هم برای دیدن آرامگاه صائب به باغ راه نمی داد‌ . و حاضر نبود آن را به شهرداری یا اداره فرهنگ واگذار کند و سرسختی نشان می داد.

استاد اعتمادی به استانداری و شهرداری و اداره فرهنگ اصفهان مراجعه کرده و درخواست پس گرفتن باغ و ساخت ساختمان آرامگاه برای صائب را داده بود ؛ ولی آنها پیگیری نکرده بودند. اینجا بود که استاد اعتمادی به فکر می افتد که از یاری یکی از دوستانش که مشیر سلیمی در دفتر وزیر فرهنگ وقت حضور داشت و مرد با نفوذی بود استفاده کند. . اینجا بود که او چندین نامه نوشت و برای مشیر سلیمی فرستاد و برای محکم کاری نامه دیگری نوشت تا از شعرا و نویسندگان و هنرمندان اصفهان امضا بگیرد که این مکان نباید ملک شخصی باشد .‌اینجا آرامگاه یکی از بزرگترین شاعران ایران است و باید از مالک خلع ید شود. باید همه بتوانند به زیارت مزار او بیایند و ساختمانی باشکوه و در خور شاعر ساخته شود.

ولی افسوس اغلب می گفتند این کار فایده ای ندارد و حالا گیریم مزار صائب هم احیاء شد که چه ؟ خلاصه آنهایی که روزی مدعی بودند حاضر به امضای شکایت از خلدی نسب نشدند.

اعتمادی بارها با اتوبوس به تهران رفت و نامه ها را به مشیر سلیمی داد و پیگیری کرد و آنقدر سماجت کرد که وزارت فرهنگ به استاندار و شهردار و رئیس فرهنگ اصفهان نامه نوشت و سرانجام به پایمردی استاد اعتمادی و دستور وزیر فرهنگ باغ صائب را از دست خلدی نسب بیرون آورده و آرامگاه زیبایی برای شاعر ساختند و در مراسمی رسمی آن را افتتاح کردند.

در این موقع بود که بسیاری مدعی کشف آرامگاه صائب و نجات آن از دست مالک خصوصی و احیاء آن شدند در حالی که در هنگام امضا کردن نامه شکوائیه خود را کنار می کشیدند. کشف آرامگاه هم از آن ادعاها بود!!!

این باغ از زمان دفن صائب تا هنگام ساخت بنای یادبود و آرامگاه بین اصفهانی ها معروف به باغ صائب بود و جایش هم معلوم بود و نیاز به کشف کردن نداشت تا عده ای مثل استاد همایی مدعی کشف آن بشوند.

*

آنچه نوشتم روایت استاد اعتمادی بود و من رونوشت آن نامه ها و جواب وزارت فرهنگ و نامه های زنده یاد مشیر سلیمی را نزد استاد اعتمادی دیده بودم که دلایل محکمی بر راستگویی او بود و پیگیری های فراوان او را نشان می داد. ولی نمی دانم بعد از مرگش آن نامه ها را ماموران بهداشت سوزاندند یا اینکه کسی توانسته آنها را نجات دهد.

بازتاب پیشه ها در شعر فارسی

۱. گازر

تو پاک باش و مدارای برادر از کس باک

زنند جامه ناپاک ، گازران بر سنگ

( سعدی)

*

هر که نقش خویش می بیند در آب

بـرزگــر بـاران و گــازر آفـتــاب

*

رخ تو هست مایه تو اگر
مایه گازران بود خورشید

( کسایی مروزی ؛ لغت نامه دهخدا ، ذیل " گازر " )

*

جامه پر صورت دهر ای جوان
چرک شد و شد بکف گازران
رنگ همه خام و چنان پیچ و تاب
منتظرم تا چه برآید ز آب.

( از : ؟ ؛ لغت نامه دهخدا ، ذیل " گازر " )

*

حق فرامش مکن به دولت نو
ز آنکه در دست گازر است گرو
گازر نکند به مزد تعجیل
زیرا که گرو به مزد دارد.

( سنایی ؛ لغت نامه دهخدا ، ذیل " گازر "

شعرهای سرگردان

۱. تابوت من آهسته...

تقی الدین اوندی بلیانی در تذکره عرفات العاشقین ( ج ۱ ص ۵۱۵ ) بیت :

تابوت من آهسته ز کویش گذرانید

چون نیست امیدی که بیایم دگر آنجا

را از " اهلی خراسانی " دانسته ولی در جای دیگر ( تذکره عرفات ج ۲ ص ۸۱۸ ان را به" پیامی استرآبادی " ( شاعر مجهول الزمان و گمنام ) نسبت داده است.در تذکره حسینی ( ص ۱۲۰ ) این بیت به نام شاعری گمنام موسوم به " خلدی " تبت شده است.

مضامین مشترک در شعر فارسی

۱. سایه و گل

سایه ات هر جا که افتد از زمین گل بر دمد

نه گل تنها که سر تا سر گل و شکر دمد

خضر شاه استرآبادی ( قرن نهم هجری )

*

دیده حیران چو نرگس سر برون آرد ز خاک

سر او هر جا که گردد سایه گستر بر زمین

صائب تبریزی ( قرن یازدهم هجری )

شاعران ساختگی

در تذکره ها و کتاب های زندگینامه به شاعرانی بر می خوریم که اصلا وجود نداشته اند و حضور آنان در کتاب ها حاصل اشتباه و غلط فهمی برخی تذکره نویسان بوده است. در این مقاله به برخی از آنان که دست یافته ایم اشاره می کنیم تا راهنمای پژوهشگران باشد.

۱. خزانی شیرازی

تنها منبع قدیمی که از " خزانی شیرازی " یاد کرده ، تذکره مرآت الفصاحه ( ص ۱۹۷ ) است که می نویسد : خزانی شیرازی مردی فقیر و مکتبدار بوده است " سپس این بیت را می آورد در حالی که این بیت را قبلا به ملا حامد فارسی [ بهبهانی ] نسبت داده بود. ( تذکره مرآت الفصاحه ص ۱۵۲.):

ما عذر آنکه بی تو چرا زنده مانده ایم

خواهیم از تو خواست ، اگر عمر امان دهد

لذا به احتمال بسیار قوی این شاعر اصلا وجود ندارد .

۲. خلاصی کاشانی

خلاصی کاشانی تحریف شده ی خصالی کاشانی است .

ملا حسین خصالی کاشانی از شاعران قرن دهم هجری است . وی در کاشان ساکن بود و " وصالی " تخلص می کرد. سپس نزد کمال الدین محتشم کاشانی به تکمیل معلومات ادبی خود پرداخت و تخلص خود را به " خصالی تغییر داد. خلاصه الاشعار : بخش کاشان صص ، تذکره عرفات العاشقین ج ۲ ص )

متاسفانه در تذکره صبح گلشن ص و تذکره شمع انجمن به غلط تخلص او را " خلاصی " نوشته و شاعر جدیدی جعل کرده اند و دکتر عبدالرسول خیام پور در فرهنگ سخنوران ص برای خلاصی کاشانی شاعر مجعول عنوان مستقل قرار داده است.

۳. جذبی اصفهانی

مظفر حسین صبا درباره ی او می نویسد : " جذبی اصفهانی، خلف عالی خان از اجراء شاه طهماسب ماضی بود. " ( تذکره روز روشن ص ۱۶۶ ) ولی چنین شاعری وجود ندارد.

در قدیمی ترین منبع یعنی تذکره عرفات العاشقین ( ج ۲ ص ) آمده است : " " از این مطلب برداشت می شود که جذبی اهل اصفهان نبوده و نام پدرش را صاحب تذکره ی روز روشن تحریف کرده است. منابع دیگر هم که به تذکره عرفات العاشقین دسترسی نداشته اند و یا دقت کافی نکرده اند همین اشتباه را از قول تذکره روز روشن تکرار کرده اند. ( بنگرید به : فرهنگ سخنوران ص ، اعلام اصفهان ج ص )

علامه قزوینی ؛ پژوهشگری بی مانند

نوشته : نادره جلالی

*

درباره علامه محمد قزوینی، بزرگ مردی که اکنون ۷۳ سال از درگذشت او می‌گذرد و در فن پژوهش و تصحیح متون خطی فارسی بی‌مثل و مانند بود، می‌نویسم که چطور پژوهشگری برجسته شد و صادقانه و بی‌ادعا قریب به نیم قرن زندگی خود را وقف خدمت به فرهنگ و ادب ایران‌زمین کرد. بی‌گمان، سیره و سرگذشت او می‌تواند ما را در برخورد با امور دانشگاهی، اصول تعلیم و تربیت و شیوه پژوهش امروز یاری کند، پرتوی بر راه ما بیفکند و الگو و سرمشق قرار بگیرد.

محققی که به قول عباس اقبال آشتیانی «نه تنها در قرون اخیر نظیر او را نداشته‌ایم، بلکه در طول تاریخ ما با وجود کثرت عظیم عده اهل علم و فضل، همچون او بسیار کم و شاید نادر است و می‌توان وی را «بیرونی ثانی» خواند». یک طالب واقعی علم که تربیت طلبگی داشت و مسلط به زبان‌های عربی و فرانسه بود و روح جستجوگر و طالب علم‌اش او را در ۲۸ سالگی به قصد دیدار از کتابخانه لندن و نسخه‌های قدیمی نفیس آن، راهی لندن کرد. بعد به پاریس و آلمان رفت و ۳۶ سال دور از وطن، اوقات خود را به پژوهش و بررسی نسخه‌های خطی فارسی و عربی در مراکز پژوهشی گذراند. ضمن آشنایی با مراکز شرق‌شناسی اروپا و مراوده با ایران‌شناسان نامداری چون کلمانت هوار، بلوشه، ماسینیون، هانری ماسه، ادوارد براون با روش پژوهش غربی و تصحیح انتقادی متون بیشتر آشنا شد. همچنین از ۱۶ نسخ خطی نفیس عکسبرداری کرد و همراه با مقدمه‌هایی که برای آن‌ها نگاشته بود، به ایران فرستاد.

او در این ایام، نه تنها هیچ‌گاه مرعوب و مجذوب غرب نشد، بلکه نخستین فردی در قرن اخیر بود که سنت تصحیح و مقابله متون علمی را که از قرن ۳ ق در جهان اسلام وجود داشت و حنین بن اسحق در یکی از آثار خود این موضوع را تصریح می‌کند، با روش علمی جدید و طریقه تحقیق نوین غربی تلفیق کرد. درواقع او در تصحیح متون، شیوه علمای بزرگ مسلمان را به کار برد با این تفاوت که جدا کردن متن از حواشی به‌صورت امروزی آن، همچنین نحوه روشمند و دقیق معرفی نسخه‌های مورد استفاده در تصحیح و معین کردن نشانه هرکدام، ذکر موارد اختلاف نسخ در زیرنویس‌های صفحه یا در ملحقات کتاب را که در اروپا شایع بود، وارد چاپ‌های انتقادی فارسی کرد. بدین‌ترتیب با توجه به اطلاعات وسیع در زمینه کتاب‌شناسی، روح انتقادی، همراه با دقت و وسواس علمی به تصحیح متون خطی مهمی چون تاریخ جهانگشای جوینی (۳ ج) همت گمارد.

با بازگشت به ایران در ۱۳۱۸ ش، عشق به زبان و ادب فارسی، زندگی او را نیز با حافظ شاعر بنام ایران عجین ساخت به‌طوری که معروف است هر شش‌ماه یک بار دیوان او را دوره می‌کرد و می‌گفت ترازوی سنجش من، تعلق خاطر هر دانشمند یا اهل ذوقی به شعر حافظ است. بنابر این، تقریباً حدود ۲۰ سال از عمر خود را با دکتر قاسم غنی صرف تصحیح دیوان حافظ کرد. تصحیحی که با وجود گذشت ۸۱ سال از انتشار آن، هنوز پرفروش‌ترین تصحیح در بازار و مورد تائید اکثریت حافظ‌پژوهان است و اولین تصحیح علمی و انتقادی از دیوان حافظ به شمار می‌رود. زیرا او با همکاری غنی ۱۸ منبع فراهم کرد که مهم‌ترین آنها نسخه معروف به خلخالی به سال ۸۲۷ ق بود که محور تصحیح قرار گرفت.

با نگاهی به کارنامه زرین علمی علامه قزوینی می‌توان گفت او علاقه و همت خستگی‌ناپذیری در کسب معرفت و دانش داشت و در بوستان خرد و دانش پیام زندگی شرافتمندانه و پیوند دانش و کردار را سرلوحه قرار داد. پیرو مکتب دقت و تعمق بود و بر کیفیت تاکید می‌ورزید. انصاف و حزم ادبی، اطلاع از تحقیقات و تدقیقات محققین غربی، تبحر در ادبیات فارسی و عرب، نگارش مقدمه‌های ممتع مشتمل بر اطلاعات جامعی درباره پیشینه موضوع و تعلیقات سودمند که روشنگری متن را در بر داشت، تشخیص ضرورت تصحیح یک متن، کندوکاو در منابع، گردآوری تمام نسخه‌ها، انتخاب نسخه اصح و اصلح، به کار گرفتن ذوق انتقادی و توضیح شیوه کار به نحوی که می‌توان از آنها نکات بسیار آموخت و در تصحیح متون دیگر به کار بست، همه و همه از ویژگی‌های علمی و اخلاقی او بود که پژوهشگری توانا، مصححی دانا و برجسته و مشهور به علامه قزوینی از او ساخت تا آنجا که امروز می‌توان گفت که تقریباً مصحح و پژوهشگری را نمی‌توان یافت که آوازه او را نشنیده باشد.

در روزگار وانفسای کنونی که هر کس داعیه استادی و پژوهشگری دارد، روش و منش آموزگاری و پژوهشی، نکته‌یابی و باریک‌بینی این چهره ماندگار و پیشوای اهل تحقیق و شرف و حیثیتی که برای تعلیم و استادی و پژوهش قائل بود و زندگی خوشنام او می‌تواند وجهه همت قرار گیرد و تذکار و شیوه پژوهش او الگوی پژوهشگران که چگونه کوشا و کوشنده و جستجوگر باشند و ذهن و زبان و قلم را به خدمت گرفته و آثاری ستودنی همچون او به اهل علم عرضه کنند.»

https://www.cgie.org.ir/fa/news/267891/%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%82%D8%B2%D9%88%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%9B-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF-%D9%86%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84%DB%8C

خوشنویسان و کاتبان گناباد

 

گوهر تاریخ چیزی جز جوهر قلم توست؟!

پنجشنبه - 29 دی 1390

بیش از ۷۰ کتاب خطی که به قلم  کاتبان شهرمان نگاشته شده اند یافته ایم . نام هرکدام از این بزرگان ما را تشویق میکند تا   برای جستجوی اطلاعات بیشتر از همه کمک بخواهیم

چه چیز می تواند زیباتر از نام افرادی باشد  که تنها باقی مانده تاریخ  سده های پیشین مردم این دیار هستند. ما صدایی از  دالان تاریخ نمی شنویم  و خاطره ای از سال ها قبل در  درون سینه های مان ثبت نشده است که به این روشنی  زندگی را فریاد بزنند.

حدود ۷۰  عالم کاتب که دست به قلم برده اند و بر صحفه فرهنگ ایران زمین  مطلبی نگاشته اند و در پایان با افتخار نام خویش و نام شهرشان را امضا کرده اند را شناسایی کرده ایم.   کتاب های خطی که در کتابخانه های ایران موجودند  نام بسیار از همشهریان گنابادی را با خود دارند  که کتاب های هر کدام نشان از خرد قومی این مردم است.

این افراد که در دوره ۵۰۰ ساله گذشته زندگی میکرده اند . پتانسل عظیمی هستند که نیاز به پژوهش جدی در این زمینه را نشان  می دهند.

گروه کاری ما در ابتدا کار است.  ما نام این افراد را جمع آوری کرده ایم و امیدواریم بتوانیم آرشیو کاملی از کتاب های ذکر شده را هم  جمع اوری کنیم.   تحقیق درباره زندگی این عالمان  و نگاشتن یک کتاب در مورد آنها و سبک آثارشان و همچنین برگزاری یک همایش حداقل کاری است که می شود انجام داد.

این کتابها علاوه بر موضوعی که بدان پرداخته اند حاوی مطالب تاریخی و هنری هم می باشد.  توجه به دوره زمانی مورد نظر و احتمالا  فعال بودن مراکز علمی در منطقه و یا تاثیر گذاری آنها در  حوزه خاصی از علم ، قابل تامل است. بخصوص در دوره تاریخی قبل از مشروطیت که اطلاع ما از تاریخ منطقه بسیار  کم است.

همچنین  نوع نگارش کتاب ،  سبک خطوط، تذهیب و  حاشیه گذاری ها که هر کدام  بحث مفصل خود را دارد  وسعت کار را بیشتر نمایان می کند. موضوعی که در تاریخ تکامل هنر در ایران بسیار حائز اهمیت است و  از بحث های روز  تمدن اسلامی نیز می باشد.

این کتاب ها همه موجود هستند و شماره گذاری ملی شده اند. یک قسمت از کار  جستجو در کتابخانه هایی است که این اسناد موجود هستند که آن را  در تهران و قم و مشهد پیگیری می کنیم . اما قسمت مهم دیگران اطلاعاتی است که ممکن است در  سینه مرد محلی در گناباد  درباره آنها حک شده باشد. هر یک از این اندیشمندان بازماندگانی داشته اند و  در نسل های بعدی اسناد و خاطراتی از انها باقی مانده است.  جمع اوری آنها و  ثبت  و ضبط کردن این خاطرات شفاهی  خود   پروسه طولانی است که یک حمایت  مردمی بزرگ می خواهد.

از سویی می توان به منابع و کتاب هایی دیگری دست یافت که در کنج خانه های همشهریان است و آنها را به عنوان میراث کهن در خانواده خود حفظ کرده اند.

در همین جا از همه همشهریان عزیز  و فرهنگ دوست می خواهیم اگر  اطلاعاتی درباره این  اندیشمندان دارند و یا فردی را می شناسند که می تواند درباره هر کدام از آنها مطالبی در اختیار بگذارد با ما تماس بگیرند  تا در تکمیل این  پروژه عظیم قدم مستحکم تری برداشته باشیم. همچنین برای خرید میکروفیلم کتابها و کارهای پژوهشی نیاز به حمایت مالی  اهل  حکمت و فرهنگ داریم.

این پروژه بسیار  حائز اهمیت است. بر کسی پوشیده نیست تاثیرات فرهنگی  و تولید هویتی که این کتاب های خطی و کاتبانشان برای  نسل جوان شهرما خواهد داشت جبران بسیاری از خلا هایی است که امروز همه  ما با آن دست به گریبان هستیم. آنچه از آن بزرگان برجای مانده است   باید به گوش همگان برسد. این وظیفه همه  افرادی است که آن میراث بکر را به ارث برده اند و علمی اموخته اند و اکنون  خواهان آنند که به سرزمین مادرشان  خدمتی برسانند

محسن سازور –  احمد یوسفی

تلفن :  ۰۹۳۵۴۸۱۳۸۸۶

yousefirahni@gmail.com

 

 

 

 

 

 

کاتب

تاریخ کتابت    

   (   هجری  قمری )

کتاب

۱

خواجه اختیارالدین   علی گنابادی

 

۹۶۹

 

مرقع

۲

  محسن باغ آسیایی گنابادی

۹۷۱

مجالس المومنین

۳

  ملا مظفر بن ملا قاسم منجم گنابادی

جمادی الثانی   ۹۹۶

زیج الغ بیک   = زیج گورکانی

۴

میرزابیک بن   حسن حسینی گنابادی

 

۱۰۰۹

اخلاق محتشمی

۵

محمدشفیع گنابادی

 

۱۰۳۷

حبیب السیر

۶

حاتم بخش گنابادی

 

۱۰۷۴

شرح التصریف   ( ۷)

۷

هدایه الله بیلندی گنابادی ( جنابذی )

 

رجب ۱۰۷۴

حاشیه حاشیه   شرح التجرید

۸

محمد بن میر جعفر گنابادی

 

  ۱۰۷۹

شرح الکافیه الفوائد   الضیائیه  (۲)

۹

سلطان محمود   پسر محمد مؤمن قوژوی گنابادی

 

  ۱۰۹۱

الکافی (۳)

۱۰

عبدالباقی بن فریدون حسینی گنابادی

 

   ۱۰۹۱

حل الموجز(۲)

۱۱

اختیار بن مغز الملک باغ اسپانی جنابذی ( گنابادی   ) خراسانی

۱۰۹۲

استخراج طالع   مولود

۱۲

محمدمعصوم بن معزالملک باغ آسیایی گنابادی

شوال ۱۰۹۷

الکشکول (۲)

۱۳

فضل الله بن   خلیل الله حسینی جنابدی ( گنابادی )

ربیع الاول   ۱۱۰۰

من لایحضره الفقیه

۱۴

محمد نصیر بن   محمد معین گنابادی

 

۱۱۱۴

التنبیهات العلیه   علی وظائف الصلوه القلبیه – اسرار الصلوه

۱۵

عبدالوهاب بن   محمد اشرف بیلندی گنابادی

۱۵ شعبان   ۱۱۸۹

فوائد القلاید   فی مختصر شرح الشواهد.

۱۶

محمد بن جعفر بن محمد علی جویمندی جنابدی گنابادی

۱۲۲۱

النخبه الوجیزه   فی الحکمه العملیه والاحکام الشرعیه.

۱۷

خلیل الله جنابدی

۱۰۸۷

عالم آرای عباسی

۱۸

محمد مومن گنابادی

۱۰۲۸

بهجه المباهج   فی تلخیص مباهج المهج فی مناهج الحجج

۱۹

میر محمد باقر   گنابادی (ق ۱۴)

 

   ۱۲۹۹

جواهرالاسرار

۲۰

سید عبدالله   بن عبدالله حسینی گنابادی ( ق ۱۴ )

 

۱۳۱۰

ارشاد الجاهلین

۲۱

عماد الدین محمد   گنابادی

 

۹۲۱

جامع العلوم   (بخشی از… )

۲۲

حاج شیخ علی   گنابادی بیدختی

 

قرن سیزدهم

عنوان البراهین   الجلیه فی رد مخالف اثنی عشریه

۲۳

نظام بن درویش   محمد گونابادی         ( جنابذی )

۹۸۶

حاشیه شرح هدایه

۲۴

مظفر منجم جنابذی

۱۰۰۹

رساله محیطیه

۲۵

شیخ محمد جنابذی

ذی الحجه   ۱۰۲۲

اختلاف الزوجین   فی الصداق

۲۶

ضیاء الدین محمد   جنابذی

شوال   ۱۰۲۷

کلیات عطار

۲۷

محمد مومن جنابذی   التونی

۱۰۳۲

کشف الحقایق

۲۸

حسن بن محمد   حسینی مدنی احسائی خراسانی تونی جنابذی

.صفر ۱۰۴۱

الآداب الدینیه   للخزانه المعینیه

۲۹

حسن بن محمد   حسینی مدنی احسائی خراسانی تونی جنابذی

محرم سال   ۱۰۴۱

نزیه الانبیاء   و الائمه .

۳۰

علی نقی خراسانی گونابادی بیدختی

  رجب ۱۰۵۹

البهجه   المرضیه (۷)

۳۱

سلطانمحمد بن محمود روشناوندی جنابذی تونی

رجب ۱۰۷۱

لاستبصار فیما   اختلف من الاخبار

۳۲

هدایه الله بیلندی گنابادی ( جنابذی )

رجب ۱۰۷۴

حاشیه حاشیه   شرح التجرید (۲)

۳۳

شیخ محمد جنابدی

۱۰۲۹

ضوابط الرضاع

۳۴

محمد مومن جنابدی

رجب ۱۰۳۸

لوایح القمر

۳۵

اختیار بن مغز   الملک باغ اسپانی جنابذی ( گنابادی ) خراسانی

۱۰۹۲ ق

استخراج طالع   مولود

۳۶

محمد زمان جنابذی

سده ۱۱ و ۱۲

حاشیه خفری بر   الهیات شرح تجرید

۳۷

سید محمد فرزند   اسماعیل ، حسینی جنابذی خراسانی

رمضان ۱۱۴۱

شمع یقین

۳۸

سید محمد فرزند   اسماعیل ، حسینی جنابذی خراسانی

رجب المرجب سال   ۱۱۴۳

سرمایه ایمان

۳۹

سید محمد فرزند   اسماعیل ، حسینی جنابذی خراسانی

رجب ۱۱۴۴

حق الیقین

۴۰

سید محمد فرزند   اسماعیل ، حسینی جنابذی خراسانی

۱۱۴۶

آغاز و انجام   ذی حجه سال

۴۱

سید محمد فرزند   اسماعیل ، حسینی جنابذی خراسانی

 

شوال سال   ۱۱۴۸

الوجیزه = درایه   الحدیث

۴۲

سید محمد فرزند   اسماعیل ، حسینی جنابذی خراسانی

 

شعبان سال   ۱۱۵۰

الآیات النازله   فی شان اهل البیت علیهم السلام

۴۳

سید محمد فرزند   اسماعیل ، حسینی جنابذی خراسانی . ف : بعد از سال ۱۱۵۱ ق .

رمضان سال   ۱۱۵۱

بطلان مذهب صوفیه

۴۴

سید محمد فرزند   اسماعیل ، حسینی جنابذی خراسانی

سده ۱۲

گوهر مراد

۴۵

محمد بن اسحاق   جنابدی

ذی قعده ۹۰۷

روض الجنان وروح   الجنان

۴۶

محمد طاهر بن   محمد حسین جنابدی

    رجب ۱۰۶۰

مواهب علیه   (۳)

۴۷

قطب – الدین   حسین بن محمد محسن قوژدی جنابدی

رمضان ۱۰۷۴

اختیارات بدیعی

۴۸

سلطان محمود   بن محمد مومن قوژدی جنابدی

۱۰۸۷

من لایحضره الفقیه

۴۹

خلیل الله نودهی   جنابدی

۱۰۸۷

عالم آرای عباسی

۵۰

فضل الله بن   خلیل الله حسینی جنابدی ( گنابادی )

ربیع الاول   ۱۱۰۰

من لایحضره الفقیه

۵۱

محمد بن عبد   الجلیل حسینی واقفی جنابدی

ذیقعده ۱۱۱۳

حاشیه حاشیه   المختصر (۳)

۵۲

محمد بن جعفر   بن محمد علی جویمندی جنابدی گنابادی

۱۲۲۱

النخبه الوجیزه   فی الحکمه العملیه والاحکام الشرعیه

۵۳

علی اکبر   محمد صادق بن گونابادی بیلندی

۱۲۵۴

شرح المختصر   النافع (۴)

۵۴

محمد علی گونابادی   ( جنابدی )

رمضان۱۲۵۱

بوستان

۵۵

احمد بن ملا   علی اکبر ابنلندی جنابدی

ربیع الاول   ۱۲۵۵

الصافی

۵۶

علی اکبر   محمد صادق بن گونابادی بیلندی

۱۲۵۴

شرح المختصر   النافع (۴)

۵۷

ملاسلطانمحمد   بن حیدر گنابادی ملقب به سلطانعلی

جمادی الثانی   ۱۳۱۹

ولایتنامه   

۵۸

علی کاخکی بن   محمد سوسفیانی

۱۱۲۳

وجیزه

۵۹

محمد بن محمد صالح خراسانی کاخکی

رجب ۱۲۰۷

القواعد الفوائد   (۱)

۶۰

اسماعیل بن سلطان حسین کاخکی

۱۲۲۳

مصباح الشریعه   و مفتاح الحقیقه

۶۱

محمد حسین کاخکی خراسانی

۱۲۸۴

الاربعون   فی فضایل امیرالمومنین

۶۲

سلطان محمد بن ملا حیدر

صفر   ۱۳۰۴

سعادت   نامه (۲)

۶۳

ابوالقاسم کاخکی

ربیع   الاول ۱۲۳۰

زاد المسافرین

۶۴

محمد بن محمد صالح بن ملا علی بیدختی

رجب   ۱۳۲۵

بشاره   المؤمنین

۶۵

ابن محمدجعفر سلطانی بجستانی

   ۱۰۳۴

الکافی

۶۸

محمد   حسین بن محمد بجستانی

۱۲۸۵

جنگ

۶۹

محمد   نبی بجستانی

۱۱۰۱

مجموعه   معانی و بیان

۷۰

شیخ حسین بن محمد بجستانی خراسانی (ق ۱۳)

جمادی   الثانی ۱۲۵۶

المصانع   بامر قدیم الصانع

۷۱

سلطان مرادبن محمد جعفر بن دوست محمدبن علی دوست   بجستانی ثم التونی ثم الخراسانی

۱۰۴۴

مجموعه     ماخذ   کتاب:کتابخانه ومرکز اسناد مجلس شورای اسلامی – جلد ۱۰_۳

۷۲

محمد افضل سیلندی   جنابذی حائری

 

۱۰۸۸

مجموعه ش   ۲۰۴    ماخذ کتاب:مدرسه علمیه مروی – جلد۱

۷۳

محمد صادق حمدی   گنابادی

 

۱۳۵۲

مجموعه   ماخذ کتاب:کتابخانه دانشکده الهیات دانشگاه تهران   – جلد۱

۷۴

عبدالرشید بن   جانی جنابذی

 

.  ۱۰۶۰

مجموعه ماخذ   کتاب:کتابخانه بزرگ حضرت آیه الله مرعشی نجفی – جلد۷

۷۵

علی نقی خراسانی   جنابدی بیدختی

 

ربیع الاول   ۱۲۶۱

مجموعه    ماخذ   کتاب:کتابخانه بزرگ حضرت آیه الله مرعشی نجفی – جلد۱۷

۷۶

محمد حسین بن محمد علی کاخکی خراسانی

ربیع المولود ۱۲۳۲

مجموعه      ماخذ کتاب:کتابخانه مفتی الشیعه   قم – جلد۱

۷۷

محمد حسین بن محمد علی کاخکی خراسانی طبسی

 

مجموعه      ماخذ کتاب:کتابخانه مرکزی دانشگاه   تهران – جلد۱۶

۷۲

–  محمد   جعفر بن تاج الدین علی موسوی عاملی خادم –   محل کتابت  جنابد

صفر ۱۱۲۲

مجموعه        ماخذ کتاب:کتابخانه بزرگ حضرت آیه   الله مرعشی نجفی – جلد۱۲

۷۳

عبد الجلیل بن واتقی بیلندی

 

۱۰۶۵   ه.ق.

مجموعه    ماخذ   کتاب:کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران – جلد۹

۷۴

احمد بن ملا   علی اکبر بیلندی جنابدی- محمد حسین بن محمد موسوی عاملی ، عید اضحی

شعبان ۱۲۴۵

مجموعه    ماخذ   کتاب:کتابخانه امام هادی علیه السلام مشهد – جلد۱    سوم

۷۵

 

عبدالقیوم جنابذی

۱۰۷۹

مجموعه    ماخذ   کتاب:کتابخانه مرکز احیاء میراث اسلامی – جلد

 

 

 

 

نوشته شده توسط:گنابادنیوز - 1903 مطلب

http://gonabadnews.com/1390/10/29/3143.html

 

دستاوردهای شعر فروغ برای شعر  امروز

j3q1_12670613_995274063873811_5345996366782346248_n.jpg

     به بهانه  پنجاه و یکمین  سالگرد درگذشت فروغ فرخزاد

     در سیر اندیشه فروغ حرکت او ،  از تسلیم شدن به احساسات روزمره و دلخوشی به خوشبختی های کوچک و رنج های حقیر به سوی عصیان و زایش آگاهی و رسیدن به تولدی دیگر را شاهد هستیم. در  مرحله آخر ، اندیشه او همپای بیان شاعرانه اش اوج می گیرد و شاعر را از برهوت ابتذال نجات می دهد.

         او از همان آغاز زنی شورشی بود. در همان کتاب اولش نسبت به آداب و سنن  کهنه شورش کرد و پرچم عصیان را برافراشت. اما این عصیان حالتی غریزی ، خود انگیخته و هیستریک داشت. عصیان او نتیجه تنگناها و محدودیت های خانواده و جامعه سنتی بر  زن ایرانی بود. در ادامه این عصیان ، کم کم به خستگی و یاس و بیهودگی می رسد. پرنده ای است که خود را به میله های قفس می کوبد و چون راه نجاتی نمی یابد ، شکست خورده و مغموم گوشه ی عزلت اختیار می کند و  سوگوار مرگ تدریجی خود می شود.

  اما فروغ راه خودش را پیدا می کند. ورود به دنیای شعر نیما و شاملو و تجربیات خود او در زندگی ، راه تازه ای را پیش پای او می گشاید. او پی به بند ها و زنجیرهایی می برد که تا آن وقت دیده نمی شدند. آگاهی به خویش و جامعه ی خویش کلید  گمشده ای است که فروغ آنرا می یابد تا در این محبس تنگ و تاریک را بگشاید. او نه تنها در ساحت اندیشه بلکه در گزینش و چینش واژگان شعر خود به نگاه تازه ای میرسد. به دستاوردی می رسد که برای شعر فارسی هم ارزش بسیاری دارد.

   او در تولدی دیگر به ماهیت ابتذال خصوصا در زندگی معمولی زن ایرانی پی می برد. و آنرا حقیر می یابد. مدگرایی و پرسه زنی های بی حاصل در بازار مد و مصرف و حسادت ها و تفاخرهای ابلهانه را به سخره می گیرد و خود را از تکرار و پوچی زندگی روزمره دور می کند. او بسان پیشگویی روشن ضمیر تباهی ها و فرومایگی ها و سرانجام زوال جامعه خویش را می بیند و دردمندانه نسبت به آن هشدار می دهد. نگاه او به هستی و  زندگی و مرگ  دگرگون می شود. و او مرگ را نیمه ی دیگری از حیات و کامل کننده زندگی خود می داند.

   شعر فروغ هرچند با مرگ شاعر از تکامل و اوج باز می ماند ، اما خود شاخص و معیاری معتبر برای سنجش عیار شعرهای پس از خود می شود.دستاوردهای شعر فروغ همچون داشتن نگاه تازه به انسان و جهان ، تازگی در نحوه ی نگاه و زاویه دید در عناصر و کاراکتر های شعر ، استفاده از زبان روزمره با حفظ شاعرانگی و نیفتادن در دام نثر ، عینیت گرایی و توجه به اجزاء و اتفاقات جامعه و زندگی روزمره  و دوری از ذهنیت گرایی و کلی گویی ، پرهیز از شعار در شعرهای اجتماعی و داشتن نگاهی انسانی و برابری طلب نسبت به جامعه از جمله مهمترین دستاوردهای اوست که هنوز هم تا حدود زیادی می تواند به ما نشان دهد که نسبت به 50 سال قبل شاعران ما کجا ایستاده اند.

 نگاهی به وضعیت شعر امروز نشان می دهد که هنوز باید شاعران را به بازخوانی شعر فروغ و توشه گیری از دستاوردهای ارزشمند شعر او  فراخواند. بسیاری از شاعران پیشکسوت و با سابقه در این سال ها یا خود را تکرار کرده و محافظه کار شده اند و یا گام هایی به پس برداشته و عقب نشسته اند.

    البته که باید از این نقطه های اوج فراتر رفت و به همین دستاوردها بسنده نکنیم. راه تکامل برای شعر باز است و پذیرای رهپویانی که با جسارت و درایت قدم در این راه گذارند.

پرتو عمر چراغیست که در بزم وجود ....

پرتو عمر چراغیست که در بزم وجود

به نسیم مژه بر هم زدنی خاموش است

این بیت مشهور را من خیلی زیاد بر بالای آگهی های ترحیم و سنگ مزار ها دیده بودم اما سراینده آن معلوم نبود. روزی در حال مطالعه کتاب تذکره نصرآبادی از دوره صفویه ( قرن 11 هجری ) بودم که به این شعر و شرح حال شاعر این بیت بسیار مشهور برخوردم. متن زندگینامه را می توانید در آن تذکره (  ج 1 ص 489 به تصحیح آقای محسن ناجی نصرآبادی ) بخوانید.

       سراینده این بیت شخصی به نام سایرای مشهدی 

 از شعراء و خوشنویسان قرن یازدهم هجری است وی از مشهد به اصفهان آمد و در این شهر ساکن شد. در تکیه حیدر واقع در چهارباغ اصفهان ساکن بود و با درویشی و قناعت روزگار می گذراند. او خط نستعلیق را خوش می نوشت و از راه کتابت امرار معاش می کرد. در شعر و ادب نیز دستی توانا داشت. «دیوان سایرا مشهدی» نزد استاد حسن وحید دستگردی موجود بوده است.

حاشیه های شعر در خوانش دوباره

 

 
         در دهه ی نود اقبال شاعران به جریان های در حاشیه مانده ی دهه های قبل بیشتر شده و بار دیگر اشعار هوشنگ ایرانی ، تندرکیا، شعر دیگر ، موج نو ، موج ناب ، شعر حجم و شاعرانی چون بیژن جلالی و نصرت رحمانی مرد توجه قرار می گیرد و آثار چاپ نشده آنان منتشر و چاپ شده ها باز نشر می شوند.
              در آغاز دهه چهل بود که پس از تجربه های ناکام شاعران پیشرو و سد شکنی همچون تندرکیا ، هوشنگ ایرانی ، و شین پرتو نسل تازه ای با زبان و بیانی دیگر پابه صحنه گذاشتند که احمدرضا احمدی پیشاهنگ این جریان بود. نسلی که اسماعیل نوری علا  نام " موج نو " را بر شعر آنان نهاد. آنها به تدریج کارهای خود را در نشریات ادبی آن زمان منتشر کردند و هویت شعر خودرا تثبیت کردند و نوبت به یدالله رویائی رسید که بیانیه شعر حجم را بنویسد و به امضای برخی از همفکران خود برساند. با این حال تفاوت زبان و سبک برخی از شاعران را از جریان شعر حجم جدا می کرد. این شاعران را می توان زیر عنوان شعر دیگر طبقه بندی کرد. شاعران شعر دیگر در دهه 50 آرام آرام از میدان شعر و ادب کناره گرفته و به خلوت خود فرو رفتند. پس از استقرار جمهوری اسلامی نیز آنها به سکوت خود ادامه دادندو بسیاری آز آثار آنها پس از مرگشان منتشر شد.
             در این میان رویائی به عنوان پیشوا و تئوریسین شعر حجم در پاریس به فعالیت هایش ادامه داد و در دهه های 80 و 90 کتاب هایش در ایران منتشر شد و بحث ها و نقد های بسیاری را برانگیخت.
          یکی از چهره های موثر شعر دیگر هوشنگ چالنگی بود که عده ای از شاعران مسجد سلیمات تحت تاثیر او به سبک و بیان ویژه ای دست یافتند که منوچهر آتشی این سبک را موج ناب نامید و اشعار این گروه از شاعران را در مجله تماشا به چاپ رساند.هرچند چالنگی را نمی توان در ذیل موج ناب رده بندی کرد.
          شعر دهه ی هفتاد هم از نظریه های جدید ادبی غرب بهره برد و هم از شاعران تکنیک گرایی چون رویائی بهره فراوان برد. شعر دهه ی هفتاد با جدائی از ایدئولوژی حکومتی و غیر حکومتی خود را از قید و بندهای تحمیلی بر شعر آزاد کرد و قدم در راه های تازه ای نهاد. راهی که با مسیر شاعران غیر نیمائی و غیر شاملوئی دهه چهل و پنجاه یکی می شد. در این مسیر به ذات کلمه توجه می شد و محتوا فرع بر شعر تلقی می گردید.
                  شاعران پیشرو امروز از شعر حاشیه نشین دهه های قبل درس های بسیار می گیرند و ظرفیت های تازه ای را کشف می کنند. حالا این چشمه ی پنهان به روی زمین آمده است. " پری رو تاب مستوری ندارد.  " صدالبته که این رجوع به گذشته به معنی تکرار گذشته نیست. بل استفاده از ظرفیت های به فراموشی رفته شعر پربار اما حاشیه نشین معاصر است.
                استقبال خوبی که این روزها از آثار بیژن الهی می شود. بازخوانی شعرهای هوشنگ ایرانی و تندرکیا ، طرفداران و پیروان تازه ای که شعر حجم یافته است و توجه دوباره به شاعرانی چون بهرام اردبیلی و پرویز اسلامپور ، و شاعران ناب سرا چون سیروس رادمنش و هرمز علیپور نشان می دهد که دوران عزلت شعر تجربه گرا و تکنیک گرای معاصر سرآمده و نسل امروز می خواهد به تجربه های موفق شعر گذشته تداوم بخشد.
 
 

شاعران گمنام ( ۲ )

* عبدالله خاطی اصفهانی

عبدالله بن ملا علی طهرانی جی اصفهانی متخلص به " خاطی " از شاعران گمنام قرن سیزدهم هجری است.. تنها چیزی که فعلا از او موجود است یادداشتی از او به تاریخ 1237 ه. ق. بر برگ آخر کتاب " طب الائمه " است. این نسخه در کتابخانه مدرسه صدر بازار اصفهان موجود است و محقق ارجمند آقای رحیم قاسمی آنرا دیده و ما را به یادداشت این شاعر گمنام رهنمون گردیده است.

و منظور از طهران همان محله تیران و آهنگران است که از روستاهای حومه ی شهر اصفهان به شمار می رفته و اکنون جزو محله های اصفهان است. مرحوم ابوالقاسم رفیعی مهرآبادی در کتاب " آثار ملی اصفهان " تعدادی از بزرگان علم و ادب طهران جی را معرفی کرده است.( مجله میراٍٍث شهاب ، سال بیست و یکم ، شماره 79-80 ، بهارو تابستان 1394 ص107 )

کیمیای نقد فوبیای نقد

  هر چند که اغلب اهل قلم به قدرت سازندگی و پیش برندگی  نقد واقف هستند و   به طور کلی از نقد استقبال می کنند اما در عمل آنچه که در واقعیت عینی امروز ادبیات ما مشاهده می شود غیاب نقد است.

           آیا مشکل از فقدان دانش و یا متد نقد در میان اهالی ادبیات است یا مشکل در جای دیگری است؟ برای  نقد باید سرمایه ای داشت.  منتقد نمی تواند نقد نداند و به نظریه های ادبی و آئین نقد مجهز نباشد. پس شاید ما نقد نمی دانیم که نقد نمی کنیم. اما مساله به این سادگی نیست. بسیاری از اهل ادب شایستگی نقد کردن رادارند و نقد هم می نویسند اما می بینیم که در نهایت نوشته هایشان هر چه هست نقد نیست.  نقد یعنی آنالیزکردن متن و  بیان نقطه ضعف ها و قوت های یک اثر. بسیاری از مقالاتی که عنوان نقد را به یدک می کشند بیشتر معرفی اثر و یا بیان نقطه قوت اثر  هستند و متاسفانه گاهی بوی نان قرض دادن به دوستی که قرار است اثرش نقد شود به مشام می رسد. یک ترس و گاهی رودربایستی در نقد این منتقدان دیده می شود که مبادا دوستی یا بزرگی و گروه همفکرانی رنجیده شوند و واکنش نشان دهند.

        در برخی نقد ها هم بیشتر فخر فروشی و به رخ کشیدن معلومات منقد به خواننده دیده می شود و اصل نقد در انبوهی گزاره های تئوریک و نام ها و اصطلاحات غربی گم می شود و نویسنده نقد یادش می رود که آمده نقد کند ون اظهار فضل!

         در آن سوی میدان شاعران  نویسندگان و هنرمندان هستند که از نقد دل خوشی ندارند. برخی خود را در مرتبه ی بالائی می بینند که دیگر گوئی به قله ادب و هنر رسیده و نیاز به نقد و راهنمائی ندارند. برخی هم نقد شدن اثر خود را مساوی لگد مال شدن آبرو و سابقه ی چندین ساله و اعتبار ادبی و هنری خود می دانند و در برابر نقد به شدت واکنش نشان می دهند.

        این است که منتقد عافیت طلب و مسالمت جو نمی خواهد رابطه اش را با شاعران و نویسندگان و کانون های قدرت  در ادبیات و هنر  به مخاطره بیندازد.

       این عافیت طلبی و احتیاط و تعارف و رودربایستی و عافیت طلبی ریشه در ناخودآگاه جمعی استبداد زده ی ماست که خود را در نقد گریزی و نقد ستیزی نشان می دهد.

       وقتی قوت و ضعف آثار مشخص نشود و نقد علمی و منصفانه گفتمان مسلط جامعه ی ادبی و هنری نباشد عده ای به پشتوانه تبلیغات و باند بازی می توانند شهرتی کسب کنند و  در برابر هنر و ادب خلاقه و آفرینشگر به حاشیه می رود و تریبونی برای انعکاس صدای خود نمییابد.

         البته این فرهنگ و هنر ماست که از پیشرفت باز می ماند و از غیاب نقد و اندیشه خلاقانه  زیان می بیند.

          امروزه جای منتقدانی همچون رضابراهنی خالی است که بدون ملاحظه رفاقت و پیش کسوتی و ... بی رحمانه نقد کنند و مو را از ماست بکشند. نقدهای براهنی هنوز با گذشت سال های بسیار خواندنی و آموزنده هستند  گرچه ممکن است برخی از آن حرف ها بی انصافی یا تند روی بوده باشد اما در مجموع پذیرفتنی و قابل تامل هستند و ما به چنین منتقدانی بیش از هر زمان دیگر نیاز داریم. منتقدانی باسواد و منصف و در عین حال شجاع و  بی باک که آماده ی پرداخت هزینه ی نقد های خود باشند و با دلخوری فلان استاد پیشکسوت و  عصبانیت بهمان سردمدار باند و دسته ی ادبی  از میدان به در نروند و مصمم  و پر انرژی نقد کنند.

 

 

شاعران از یاد رفته بهشت زهرا

در دو دهه اخیر اغلب هنرمندان و شاعران و اساتید فرهیخته دانشگاه را در یک قطعه مخصوص به نام قطعه هنرمندان به خاک می سپارند. اما بسیاری از مفاخر ادبی و هنری و علمی فبل ازتاسیس قطعه هنرمندان بهشت زهرا درگذشته و در قطعه های مختلف به خاک رفته اند. برخی از این مفاخر نیز بنا به دلایل گوناگون با وجود تاسیس قطعه هنرمندان در قطعات دیگر بهشت زهرا به خاک سپرده شده اند.و چون امکان یافتن قبور آنان دشوار است ما با مراجعه به سایت بهشت زهرا اسامی برخی از این شاعران و مفاخر را به دست آورده ایم و محل دفن آنها را می نویسیم. شرح حال این شاعران در کتاب سخنوران نامی معاصر ایران و منابع دیگر آمده است.

جعفر کوش آبادی

جعفر کوش آبادی اشتهاردی فرزند غلامحسین متولد 4 آبان 1320 ه. ش. درگذشته در 2 بهمن 1388 ه. ش. محل دفن قطعه 2 ردیف 55 شماره 9

کریم دادمهر

کریم دادمهر فرزند محمد حسین متولد 1297 ه. ش. درگذشته در 8 آذر 1376 ه. ش. محل دفن قطعه 35 ردیف 46 شماره 31

عبدالرحمان پارسای تویسرکانی

عبدالرحمان پارسای تویسرکانی فرزند شیخ محمد رحیم متولد 1288 ه. ش. درگذشته در فروردین 1369 ه. ش. محل دفن قطعه 112 ردیف 32 شماره 30

محمد حسین جلیلی(بیدار)

محمد حسین جلیلی متخلص به بیدار فرزند آیت الله شیخ محمدهادی جلیلی متولد سال 1298 ه. ش. درگذشت در 30 آبان 1358 ه. ش. محل دفن قطعه 83ردیف 13 شماره 23

اشرف مشکاتی

اشرف مشکاتی فرزند حاج علی اکبر مشکات السلطنه لنگرودی. تولد 1290 ه. ش. در تهران . درگذشته در 19 شهریور 1362 ه. ش. محل دفن قطعه 100 ردیف 145 شماره 535

محمد امین ادیب طوسی

محمد امین طوسی متخلص به ادیب فرزند شیخ محمد حسین متولد 1283 ه. ش. در مشهد. درگذشت 3 خرداد 1361 ه. ش. محل دفن قطعه 91 ردیف 76 شماره 44

عبدالحسین احمدی بختیاری

عبدالحسین احمدی بختیاری فرزند ابوالفتح تولد 1282 ه. ش. درگذشت 22 اسفند 1361 ه. ش. محل دفن آرامگاه شماره 2

بتول ادیب سلطانی

بتول آغا ادیب سلطانی فرزند سید محمود درگذشت 23 اردیبهشت 1372 ه. ش. محل دفن قطعه 110 ردیف 1 شماره8

عالیه دانشوران

عالیه دانشوران فرزند محمد زمان متولد 1303 ه. ش. درگذشت 27 مرداد 1368 ه. ش. محل دفن قطعه 302 ردیف 119 شماره 19

نگار سمیعی

نگارالملوک سمیعی فرزند سمیع السلطنه متولد اول مهر 1292 ه. ش.درگذشت 7 بهمن 1385 ه. ش. محل دفن آرامگاه شماره 8877

مهکامه محصص

سرور (مهکامه ) محصص فرزند احمد مستوفی لاهیجانی ، شاعر معاصر متولد 1291 در لاهیجان ، درگذشت 27 دی 1357 ه. ش. محل دفن قطعه 82 ردیف 15 شماره 48

اکبر محمدیان فرد ( حامد )

اکبر محمدیان فرد متخلص به " حامد " شاعر و مرثیه سرای معاصر در اول مرداد ۱۳۱۱ ه. ش. متولد شد. وی در تهران ساکن بود و اغلب شعرهایش در مدیحه یا مرثیه ی پیشوایان مذهب شیعه است . وی در روز ۳۰ شهریور ۱۳۹۲ ه. ش. درگذشت و در قطعه ۱۶؛ ردیف ۱۷؛ شماره ۴۵ قبرستان بهشت زهرا در تهران به خاک سپرده شد.

این مجموعه شعرها از او به چاپ رسیده است : ۱. راز دل ۲. عروج عارفان ۳. نوای عشق حسینی ۴. نوای نی.

علی اکبر مشیر سلیمی

علی اکبر مشیر سلیمی فرزند علی اصغر ، نویسنده ، شاعر و روزنامه نگار معاصر متولد ۱۲۷۹ ه. ش. در تهران ؛ درگذشته ۳ بهمن ۱۳۵۰ .

آرامگاه او قطعه ۶ ردیف ۱۹۹ شماره ۲۴ قبرستان بهشت زهرا در تهران.

وی سردبیر مجله شفق سرخ و آموزش و پرورش و مولف چندین کتاب همچون زنان سخنور ، سخنوران نابینا یا روشندلان جاوید است.

از کتیبه جنوب کارنامه شعر معاصر خوزستان

* از کتیبه ی جنوب : پژوهشی در شعر معاصر خوزستان , علی یاری , آبادان : پرسش , 1392 , 622+16 ص , رقعی

خوزستان یکی از سرزمین های کهن و تمدن ساز فلات ایران است و سهم بزرگی در اعتلای فرهنگ و تمدن ایران داشته است. در یک قرن اخیر ارتباط مردم خوزستان با دنیای خارج از طریق بنادر جنوب و ارتباط با انگلیسی های شاغل در پروژه های نفتی خوزستان سبب پذیرش سریع تر فرهنگ مدرن و انطباق با آن از طرف مردم خوزستان  شده است. از این لحاظ خوزستان در ادبیات و هنر دارای جایگاه ویژه ای است.

این جایگاه ویژه  را در شعر امروز آقای علی یاری در کتاب " از کتیبه جنوب " به تصویر کشیده است. علی یاری متولد سال 1353 و دانش آموخته رشته ی ادبیات فارسی از جوانان خوش ذوق و پر تلاش معاصر هم در عرصه ی سرایش و هم در عرصه پژوهش دست به فعالیت زده و برای خود جایگاهی در ادبیات خوزستان کسب کرده است. از وی تا کنون یک مجموعه شعر در قالب غزل با عنوان " خیس در سکانس صفر " در سال 1388 و یک مجموعه شعر نو با عنوان " دویدن در لانگ شات " در سال 1389 منتشر شده است.

کتاب شامل بخش های زیر است :

پیشگفتار

درآمد

بخش نخست : گذری بر دگرگونی های اجتماعی - فرهنگی خوزستان در دوره ی معاصر

بخش دوم : شعر خوزستان از 1332 خورشیدی تا پیدایش موج ناب

بخش سوم : موج ناب

بخش چهارم : بازتاب انقلاب و جنگ

بخش پنجم : شعر خوزستان و دگرگونی های ادبی در دهه ی هفتاد خورشیدی

بخش ششم : شاعران سنت گرای خوزستان در دوره ی معاصر

کتاب با منابع و مآخذ و نمایه ی نام ها و موضوعات پایان می پذیرد . مولف ابتدا کتاب را به عنوان پایان نامه ی دوره کارشناسی ارشد ادبیات فارسی تدوین کرده و سپس با تغییراتی به صورت کتاب حاضر به چاپ رسانیده است.

  

 خوزستان به لحاظ برخورداری از چاه های نفت و موقعیت جغرافیائی جایگاه ویژه ای در فرهنگ و تمدن ایران معاصر

در بخش های بعدی او ابتذا به معرفی شاعر می پردازد و سپس شعر او را در سطح فکری- سطح زبانی و سطح ادبی بررسی می کند و نونه ای از اشار هر شاعر را در پی معرفی شاعر و سبک شعر او می آورد.کتاب بیشترجنبه ی توصیفی و تاریخی دارد و شاعر نخواسته است وارد قلمرو نقد شعر خوزستان شود.اطلاعاتی که در این کتاب درباره ی شعر معاصر خوزستان آورده شده است در کمتر کتابی یافت می شود.

این کتاب ابتدا به معرفی پیشتازان شعر نو خوزستان همانند فریدون کار - فتح الله مجتبائی -محمد تقی کریمیان علی مقیمی - هوشنگ چالنگی - عظیم خلیلی و چند شاعر دیگر می پردازد و سپس به شاعران آوانگارد خوزستانی که طرفدار جریان هائی چون شعر حجم و شعر دیگر بوده اند اشاره می کند.

رباعی نویافته از سلمان ساوجی

 

 

                                                                    تحقیق و نگارش  غلامرضا نصراللهی

 

 

 

       آمد سحری ندا  ز میخانه  ما

 

                                  کای  رند    خراباتی   دیوانه  ما

 

       برخیز که پر کنیم پیمانه ز می

 

                                   زان پیش که پر کنند پیمانه ی ما

 

تقی الدین اوحدی بلیانی ( 973-1050 ه. ق. ) در تذکره خود یک رباعی را نقل کرده و نوشته است که به غلط به خیام اشتهار یافته و از سلمان ساوجی است (1)  ولی در  دیوان سلمان ساوجی  ( چاپ 1336 ه. ش.  به تصحیح منصور مشفق ) این رباعی  دیده نمی شود . دیوان سلمان در سال 1332 به تصحیح مهرداد اوستا چاپ        شده است و بار دیگر کلیلت سلمان ساوجی با تصحیح و مقدمه  دکتر عباسعلی وفائی در سال 1382 ه. ش.  به چاپ رسیده است ولی من موفق به دیدن آن  دو کتاب نشده ام.

 

 

نکته جالب توجه این که این رباعی در قرن یازدهم هجری بر ظروف نوشته می شده است.  زیر لبه ی یک جام مسی  در قاب هائی این رباعی آمده است. خطاط آن کسی است به نام علی که در سال 1086 ه. ق. به خط نستعلیق آن را نوشته است. این جام در 22 آوریل 1999 م. در حراج سادبی لندن فروخته شده است.(2)

 

سلمان ساوجی ( 709-778 ه. ق. ) از شاعران نامدار معاصر حافظ است   و حافظ به آاشعار او توجه داشته و از برخی از آنها استقبال کرده است.  و با وجود نسخه های فراوان از دیوان او که در قرن هشتم و نهم هجری کتابت شده اند  (3)  - از جمله نسخه شماره ی 3637 کتابخانه ملی تبریز که در سال 774 ه. ق. کتابت شده است – لازم است که  تصحیح تازه ای  از دیوان او صورت گیرد و با استفاده از سفینه ها و جنگ ها و بیاض های قرن هشتم و نهم  هجری و ابیات  پراکنده  او در تذکره ها  ،  اشعار او کامل  شود. و به چاپ برسد.

---------------------

 

 

1.      تذکره ی عرفات العاشقین ,   تصحیح محسن ناجی نصرآبادی ج3 ص 1702

 

2.      هنر و معماری صفویه  ,  به کوشش شیلا کن بای , ترجمه  مزدا موحد ص 169

 

3.      فهرستواره دستنوشت های ایران ج5 صص 155-159  در این کتاب  124 نسخه خطی از دیوان سلمان ساوجی که در کتابخانه های ایران وجود دارند معرفی  شده است. نسخه های فراوانی از این دیوان در خارج از کشور موجود است.

 

 

متن پژوهی : سنخ شناسی رویکرد به متن

        متن به عنوان یک سوژه قابل رجوع از دیرباز تا کنون از ابعاد مختلف مورد توجه بوده است . از اولین گام های بشر در نوشتن و کتابت تا تاویل های هرمنوتیکی و نشانه شناسی در عصر حاضر ،  نحوه مواجهه با متن تحولات گوناکونی را پشت سر گذاشته است.  متون از نظر صورت و محتوا به انواع گوناگونی چون ادبی ، تاریخی ، حقوقی ،  هنری ، علوم تجربی ،  دینی ، و ... تقسیم می شوند.  از مباحث جالب در متن پژوهی  ، بررسی و تحقیق درباره ی آفرینندگان و مخاطبان متن و رابطه متن با خالقش پس از آفرینش  است   که باید در فرصت دیگری بدان پرداخت.  اما نگاه ما در این مقاله بر اساس رویکرد ها و احتمالا استفاده هایی است که از متون می شود ، خواهد بود.  بدین جهت  به اجمال به سنخ شناسی مواجهه با متون - بدون در نظر گرفتن تاریخ و جغرافیا و نحله فکری خاص- می پردازیم.

   ۱- روخوانی : در روخوانی متن هدف تنها توان خواندن معمولی متن مد نظر خواننده متن است. کسی که توانایی خواندن و نوشتن دارد  با روخوانی عادی متن توان خود را در اولین مواجهه با متن به نمایش می گذارد.

   ۲- مرور متن : به معنای خواندن دوباره متن با هر هدف و انگیزه ای است. 

   ۳- اهنگین خواندن متن : هر متنی می تواند دارای ریتم یا  آهنگ یا لحن ویا موسیقی باشد در مورد متون مذهبی بسیاری از این متون با آهنگ متناسب با خود قرائت می شوند چنان که در مورد کتاب مقدس مسلمانان " قرآن " ترتیل واصطلاحا خواندن با صوت  " قرائت " در بین مسلمانان رایج است .

 همچنین بخش بزرگی از موسیقی ، خواندن متونی با آهنگ خاص است که متن را به اصوات آهنگین تبدیل می کند. هنر دکلمه را نیز می توان به این فهرست افزود.

    ۴- خوانش انتقادی متن که در این رویکرد شخص قبل از مواجهه با متن دیدگاه خاص خودش را دارد و در مواجهه با متن با ان دیدگاه با متن روبرو می شود و متن را به چالش می کشد. و متن را مورد نقد قرار می دهد . اما این مواجهه همیشه علمی و متدیک نیست.

    ۵-  ردیه نویسی : در ردیه نویسی هدف برخورد انتقادی با متن و دیالوگ با آن  نیست. ردیه نویس از ابتدا تکلیف متن را روشن کرده است. متن از ابتدا محکوم به رد شدن و ابطال است. ردیه نویس خود را در جایگاه حق و منن و نویسنده آن را در جایگاه باطل می نشاند و مجال  دفاع را از آن می ستاند.

   ۶-  شرح متن : شارح شخصی است که برای رفع ابهامات متن و شرح و بسط مباحث اجمالی متن ، قسمت های مختلف متن را توضیح می دهد. معمولا رویکرد شارحان به متن همدلانه است.

  ۷- تفسیر و تاویل : در این رویکرد مفسر یا تاویل کننده می کوشد با تحویل و تاویل گزاره های متن به سایر گزاره های همان متن یا در متن دیگری منظور و مقصود ماتن یا نویسنده متن را کشف کند. چنین روشی  در سده های پیشین برای فهم متون مقدس به کار می رفت . اما در یکی دو قرن اخیر کاربرد وسیعی یافت که به هرمنوتیک مشهور است.

  ۸ - رویکرد ارجاعی : در زمانی که برای اثبات مطلبی نیاز به سند و شاهد باشد ، با مراجعه به متن و گزینش گزاره های مورد نظر از متن ، سند مورد نظر فراهم و مورد استناد قرار می گیرد.

   ۸- رویکرد یادگیری : در رویکرد یادگیری متن به مثابه یک وسیله آموزشی مورد استفاده قرار می گیرد و فرد می کوشد متن را فهم کند یا به خاطر بسپارد. در شعبه ای از علم روانشناسی به روش های یادگیری پرداخته شده است.

    ۹- ویرایش  متن : در ویرایش تلاش می شود با اعمال تغییراتی متن روان و خوانا و یکدست شود تا خواندن متن آسان تر شود.

   ۱۰- تحلیل محتوایی متن : در این رویکرد با انتخاب کلمه های کلیدی متن و میزان تکرار آن ها در متن و ارتباط متقابل این کلمه ها سویه های اصلی و گاه پنهان ممتن اشکار شود. اغلب استفاده از روش های آماری و تعیین بسامد کلمات در متن و مقایسه با سایر متون در تحلیل محتوایی مورد عمل قرار می گیرد.

     ۱۱-  تصحیح متن : بین تصحیح و ویرایش متن تفاوت اساسی وجود دارد.  در تصحیح متون  مصحح تلاش می کند به منن نوشته شده توسط نویسنده متن نزدیک شود بدین منظور نسخه های گوناگون کتابت شده از یک متن واحد را با یکدیگر مقایسه نموده و با انتخاب نسخه اساس ، با استفاده از نسخه های معتبر متن اساس را تصحیح می کند و به متن نزدیک به اصل دست می یابد.

   ۱۲- ترجمه متن : چون در جامعه بشری به زبان های گوناگون تکلم می شود و با این تفاوت در خط و زبان مانع بزرگی در ارتباط بین ملت ها و کشور ها به وجود می آید ، نیاز به افرادی که بتوانند با تسلط به دو یا چند زبان بین تمدن ها و فرهنگ ها ارتباط ایجاد کنند ضرورت یافته است. مترجم با مراجعه به متن می کوشد با جایگزینی واژه ها و جمله هایی از زبان مورد نظر خود ، منتن تازه ای خلق کند تا مورد استفاده  مخاطبان زبان مقصد قرار گیرد.

  ۱۳- تلخیص متن : برخی از متون به خاطر طولانی بودن و یا کهنگی نثر  ویا دشواری فهم ان از سوی مخاطبان پس زده می شوند . بدین جهت برخی این متن را خلاصه و فشرده می کنند . انان می کوشند با حذف حشو و زواید متن ، متنی کوتاه تر و خواندنی تر ارائه دهند.

   ۱۴ -  تکمله و ذیل نویسی : تکمله نویس در این رویکرد می کوشد مطالبی را که از قلم افتاده ویا برای کامل شدن متن لازم می داند به متن بیافزاید البته اغلب این تکمله ها و ذیل ها مستقل از متن اولیه تحریر و یا چاپ می شوند.

    ۱۵- رویکرد ادبی : هدف برخی رویکرد ها به متن بررسی کلمه ها و جمله ها از نظر فن بلاغت و ایین سخنوری است. همچنین برخی از ادیبان متن را از لحاظ واژه ها و ساختمان و ریشه و اشتقاقات آن بررسی می کنند. برای شمار دیگری از ادباء صرف و نحو یا گرامر و به تعبیر ما ایرانیان دستور زبان مورد مطالعه و واکاوی قرار می گیرد. و بالاخره عده ای از محققان نیز متن را از جنبه معانی و بیان و فنون و صنایع ادبی بررسی می کنند.

و ...  موارد دیگر.

   تلاش می کنیم در گفتارهای بعدی به ادامه این بحث بپردازیم. از شما عزیزان هم درخواست می کنیم با درج نظرات خود  ما را در پر بار کردن و تعمیق این بحث یاری نمایید.

 

انجمن ادبی پروانه اصفهان

        در نیمه نخست سده چهاردهم هجری خورشیدی چندین انجمن ادبی در اصفهان فعالیت می کردند که می توان به انجمن های ادیب فرهمند ، شیدا ،  کمال ، سعدی ، صائب ، سرای سخنوران و پروانه  اشاره کرد که در این میان انجمن شیدا در بین این انجمن ها موقعیت ممتازی داشت. این انجمن ها در پرورش و رشد شاعران اصفهان سهم مهمی داشتند .

       موسس انجمن ادبی پروانه مرحوم  محمد علی پروانه  فرزند عبدالوهاب  در سال ۱۲۷۵ ه. ش. در اصفهان زاده شد و در این شهر تحصیل کرد .وی در سرودن شعر مهارتی به سزا داشت و علاوه بر سرودن غزل و قصیده اشعار اجتماعی نیز می سرود و در روزنامه خود به چاپ می رساند.

 وی در سال ۱۳۳۰ ه. ش. روزنامه " شمع حقیقت " را در اصفهان منتشر کرد. او در همان سال ها  انجمن  ادبی پروانه را تاسیس کرد . محل  انجمن در  ساختمان سلطانی در نزدیکی میدان دروازه دولت اصفهان  بود و شاعرانی چون محمد حسین مستحسن ( انسی ) ، احمد غفورزاده  ( طلائی  ) ، علی غفورزاده ( قیام ) ، منوچهر محجوبی ( شعله )  ، مهدی داروغه دفتر( فرزانه )  ، فضل الله اعتمادی خوئی ( برنا  ) ،  رمضان تولیت ( هشیار )  ، فضل الله  انگوری ( مهر ) ، قدرت الله هاتفی ، سیف الله آشوری (  سیفی )  و عباس بابا علی خواجوئی ( عشقی ) در آن انجمن حضور می یافته اند.

     پروانه در روز ۵ مهر ۱۳۵۵ ه. ش. درگذشت و در تکیه مقدس در تخت فولاد اصفهان به خاک سپرده شد.