بازتاب پیشه ها در شعر فارسی

۱. گازر

تو پاک باش و مدارای برادر از کس باک

زنند جامه ناپاک ، گازران بر سنگ

( سعدی)

*

هر که نقش خویش می بیند در آب

بـرزگــر بـاران و گــازر آفـتــاب

*

رخ تو هست مایه تو اگر
مایه گازران بود خورشید

( کسایی مروزی ؛ لغت نامه دهخدا ، ذیل " گازر " )

*

جامه پر صورت دهر ای جوان
چرک شد و شد بکف گازران
رنگ همه خام و چنان پیچ و تاب
منتظرم تا چه برآید ز آب.

( از : ؟ ؛ لغت نامه دهخدا ، ذیل " گازر " )

*

حق فرامش مکن به دولت نو
ز آنکه در دست گازر است گرو
گازر نکند به مزد تعجیل
زیرا که گرو به مزد دارد.

( سنایی ؛ لغت نامه دهخدا ، ذیل " گازر "

شعرهای سرگردان

۱. تابوت من آهسته...

تقی الدین اوندی بلیانی در تذکره عرفات العاشقین ( ج ۱ ص ۵۱۵ ) بیت :

تابوت من آهسته ز کویش گذرانید

چون نیست امیدی که بیایم دگر آنجا

را از " اهلی خراسانی " دانسته ولی در جای دیگر ( تذکره عرفات ج ۲ ص ۸۱۸ ان را به" پیامی استرآبادی " ( شاعر مجهول الزمان و گمنام ) نسبت داده است.در تذکره حسینی ( ص ۱۲۰ ) این بیت به نام شاعری گمنام موسوم به " خلدی " تبت شده است.

غزلی از عطار نیشابوری

پشت بر روی جهان خواهیم کرد

قبله روی دلستان خواهیم کرد

سود ما سودایی عشقت بس است

گرچه دین و دل زیان خواهیم کرد

خاصه عشقش را که سلطان دل است

مرکبی از خون روان خواهیم کرد

دل اگر خون شد ز عشقش باک نیست

کین چنین کاری به جان خواهیم کرد

گر در اول روز خون کردیم دل

روز آخر جان فشان خواهیم کرد

ذره ذره در ره سودای تو

پایهای نردبان خواهیم کرد

چون به یک یک پایه بر خواهیم رفت

پایه‌ای زین دو جهان خواهیم کرد

تا کسی چشمی زند بر هم به حکم

ما دو عالم در میان خواهیم کرد

آن روش کز هرچه گویم برتر است

برتر از هفت آسمان خواهیم کرد

وآن سفر کافلاک هرگز آن نکرد

ما کنون در یک زمان خواهیم کرد

گر کند چرخ فلک صد قرن سیر

ما به یک دم بیش از آن خواهیم کرد

پس به یک ذره و یک یک وجود

خویشتن را امتحان خواهیم کرد

سر ز یک یک ذره بر خواهیم تافت

وز همه عالم کران خواهیم کرد

شبنمی بی‌پا و سر خواهیم شد

قصد بحر جاودان خواهیم کرد

تا ابد چندان که ره خواهیم رفت

منزل اول نشان خواهیم کرد

نیست از پیشان ره کس را خبر

پس خبر از کاروان خواهیم کرد

کس جواب ما نخواهد داد باز

گرچه بسیاری فغان خواهیم کرد

گر بسی معشوق را خواهیم جست

هم وجود خود عیان خواهیم کرد

ور شود مویی ز معشوق آشکار

ما همه خود را نهان خواهیم کرد

چون فرید اینجا دو عالم محو شد

پس چگونه ره بیان خواهیم کرد

*

پ. ن. :

شاعری گمنام متخلص به " خوشی " گوید "

نقد جان صرف ره آن دلستان خواهیم کرد

خدمتی کز دست ما آید به جان خواهیم کرد

خوبرویان خواه دل خواهند از ما خواه جان

هر چه خواهد خاطر ایشان چنان خواهیم کرد

(تذکره عرفات العاشقین، تصحیح محسن ناجی نصرآبادی ج ۲ ص ۱۲۸۶ )

مضامین مشترک در شعر فارسی

۱. سایه و گل

سایه ات هر جا که افتد از زمین گل بر دمد

نه گل تنها که سر تا سر گل و شکر دمد

خضر شاه استرآبادی ( قرن نهم هجری )

*

دیده حیران چو نرگس سر برون آرد ز خاک

سر او هر جا که گردد سایه گستر بر زمین

صائب تبریزی ( قرن یازدهم هجری )

ابن ساوجی و ترجمه المسالک و الممالک

در موزه ایران باستان نسخه ای از ترجمه فارسی " الممالک و الممالک " اصطخری و میکروفیلم آن در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران وجود دارد. این کتاب بكوشش آقای ایرج افشار در سال ۱۳۴۰ شمسی از طرف بنگاه ترجمه و نشر كتاب بطبع رسیده است.

ین كتاب ترجمه گونه ایست از صور الاقالم اصطخری ساخته نزدیك ۳۴۰ از روی صورالاقالیم ابوزید بلخی ساخته ۳۰۸ و ۳۰۹ و در نسخه ای آمده كه از ابن ساوجی ابوالمحاسن محمد بن سعد بن محمد نخجوانی ( سده ۱۰ و ۱۱ ) است ( پیام نوین س ۲ ش ۲ص ۱۰ ) و گویا درست نیست چه در نسخه مشهد از تاریخ ۸۹۸ یاد میشود و در برخی از نسخه ها از خواجه طوسی دانسته شده است ( مدرس ص ۳۱۷ ) و تحریر آن هم در نسخه ها یكسان نیست . اكنون در كتابخانه ما چهار نسخه عكسی از این كتاب : وین (ش ۳۴۴ ) و تركیه ( ش ۳۱۵ ایا صوفیه ) و مشهد ( ش ۱۷۸ ) و موزه تهران هست . استوری ( ۲: ۱۱۷ ) از این كتاب یاد نموده است . در صفحه عنوان دارد �ترجمه المسالك و الممالك��دانش پژوه� نفی ترجمه از ابن ساوجی بر اساس تاریخی است كه برای وفات او در نظر گرفته در حالی كه او وفات یافته قرن ۸ است و در هدیة العارفین اورا زنده در ۷۳۲ دانسته است و نسخه ای كه از همین كتاب در مجلس به شماره ۷۱۵۲ است آن را تالیف ابن ساوجی دانسته و تاریخ اتمام ترجمه را روز جمعه چهارم محرم ۷۲۶ در اصفهان معرفی كرده است. این تاریخ همان است كه در نسخه موزه ایران باستان كه فیلم آن در دانشگاه است آن را تاریخ كتابت دانسته و ابن ساوجی را كاتب، نه مترجم. حال اگر دلیل عدم انتساب این ترجمه به ابن ساوجی تاریخ فوت ابن ساوجی باشد، در هر صورت خطا روشن است: این نسخه، تاریخ دانش پژوه را در باره فوت ابن ساوجی نفی می كند و نفی آن احتمال، خطا در باره این كه این ترجمه از ابن ساوجی باشد را نیز مرتفع می سازد. عبارت آخر نسخه موزه ایران باستان نشان می دهد كه نسخه به خط مؤلف است و مؤلف ابن ساوجی است. جز آن كه از ابن ساوجی دو تالیف دیگر نام برده شده كه اتفاقا فیلم هر دو تالیف در ایران موجود است این دو نسخه در چستربیتی بوده اولی به نام � درة المعالی فی ترجمة اللئالی� كه تاریخ كتابت آن ۵ ربیع الثانی ۷۲۹ است و دیگری ترجمه وصیة علی بن ابی طالب است كه آن هم تاریخ ۷۲۹ را دارد و كتابت هر دو در اصفهان بوده. این دو نسخه نیز كاملا روشن می سازد كه او در قرن هشتم بوده نه قرن ۱۰ و ۱۱ كه دانش پژوه گمان برده. و با این كه اكثر كارهای ابن ساوجی ترجمه به فارسی است چندان بعید نیست كه این ترجمه نیز از ابن ساوجی باشد. حد اقل این كه قرائن انتساب به او، به مراتب بیش از انتساب آن به خواجه طوسی است كه فلوگل گفته و مدرس رضوی به همان گفته در زمره مؤلفات منسوب به خواجه آورده است. در انتساب این ترجمه به خواجه نصیر عبارتی در نهایت نسخه ملی وین وجود دارد كه عبارت از آن كاتب است و مرقوم داشته �

د.

سندی درباره وبای عمومی ایران در سال ۱۲۴۵ ه. ق.

مطابق برخی اسناد در سال ۱۲۴۵ ه. ق. مقالات سلطنت فتحعلی شاه قاجار وبای بزرگی ایران را در بر گرفت و هزاران نفر بر اثر این بیماری از دنیا رفتند .

وبا در شمال ایران

در پایان کتاب " جمل الاعراب " نوشته : خلیل بن احمد فراگیری که به شماره ۸۸۱۲/۲ در کتابخانه مجلس شورای اسلامی در تهران وجود دارد ؛ کاتب این نسخه ( ۱۲۴۵علي اكبر بن ملا بابا بن ملا نصير ولوئي ) به این وبا اشاره کرده و به برخی مناطق وبا زده ایران اشاره کرده است .

دو روستای اشاره شده در این سند : " ولو " و " درواری " از روستاهای اطراف ساری هستند .اینک متن ترقیمه و یادداشت کاتب :

«فماء یقوم بمعنی من مثل قوله تعالی فما یكذبك بعد بالدین وقس علی ما بینت لك ان شاءالله تعالی» انجامه: «و هذا ما وجدنا مكتوبا و الحمدلله علی اتمامه و كماله و صلی الله علی محمد المصطفی صلی الله علیه و اله و سلم در چهارشنبه پانزدهم شهر ربیع الثانی در قریه ولو در زمانی كه به سبب آزار و با شخصه در بالا و لویه كه زوجه محمد حسن طایفه اكرادی بوده است تلف شده صورت اتمام پذیرفت.۱۲۴۵ اللهم اغفر لها بحق محمد. و كسی نرفت نه از بالا و لویه و نه از پائین كه او را غسل داده دفن نمایند. آخر الامر او را با هزار مشقت تمام به قریه درواری او را شسته و او را دفن در دره نموده. بنده نوازا تو را به حرمت خمسه النجبا قسم می دهم كه این آزار وبا را از میانه مسلمانان بیرون برده به میان روسیه و تركمانیه و آوزیكیه و افغاینه و رومته و فرنگیه و مجوسیه و یهودیه و آرامیه و غیره كه الحق دشمن خدا و رسول خدایند انداخته و ایشان را منقطع النسل ساخته؛ نسل ایشان را از صفحه روزگار بر اندازد. در سنه هزار دویست چهل و پنچ ۱۲۴۵ از اول محرم تا غره شهر رمضان المبارك آزار وبا در طبرستان و دامغان و سمنان و ما بقی بلاد ایران مجموعا و حول و هواشی (كذا)ایشان افتاده، حتی در قریه كیوثر و مزندره و طوسه و بالا پویه و غیره كه احتمال افتادن وبا در آنجا ها نبود افتاد»

وبا در مرکز ایران

ملا احمد نراقی مجتهد و فقیه و شاعر برجسته عهد فتحعلی شاه قاجار نیز در این واقعه از دنیا رفته است . وی دلیل بیماری وبای عمومی گسترده در کاشان و اطراف آن (از جمله نراق) در اول شب یکشنبه بیست و سوم ربیع الثانی سال ۱۲۴۵ هجری قمری در نراق وفات کرد.

منابع

-------------------------------------------------

- فهرست نسخه های خطی كتابخانه مجلس شورای اسلامی. ج ۲۹ بخش نخست ص

شاعران ساختگی

در تذکره ها و کتاب های زندگینامه به شاعرانی بر می خوریم که اصلا وجود نداشته اند و حضور آنان در کتاب ها حاصل اشتباه و غلط فهمی برخی تذکره نویسان بوده است. در این مقاله به برخی از آنان که دست یافته ایم اشاره می کنیم تا راهنمای پژوهشگران باشد.

۱. خزانی شیرازی

تنها منبع قدیمی که از " خزانی شیرازی " یاد کرده ، تذکره مرآت الفصاحه ( ص ۱۹۷ ) است که می نویسد : خزانی شیرازی مردی فقیر و مکتبدار بوده است " سپس این بیت را می آورد در حالی که این بیت را قبلا به ملا حامد فارسی [ بهبهانی ] نسبت داده بود. ( تذکره مرآت الفصاحه ص ۱۵۲.):

ما عذر آنکه بی تو چرا زنده مانده ایم

خواهیم از تو خواست ، اگر عمر امان دهد

لذا به احتمال بسیار قوی این شاعر اصلا وجود ندارد .

۲. خلاصی کاشانی

خلاصی کاشانی تحریف شده ی خصالی کاشانی است .

ملا حسین خصالی کاشانی از شاعران قرن دهم هجری است . وی در کاشان ساکن بود و " وصالی " تخلص می کرد. سپس نزد کمال الدین محتشم کاشانی به تکمیل معلومات ادبی خود پرداخت و تخلص خود را به " خصالی تغییر داد. خلاصه الاشعار : بخش کاشان صص ، تذکره عرفات العاشقین ج ۲ ص )

متاسفانه در تذکره صبح گلشن ص و تذکره شمع انجمن به غلط تخلص او را " خلاصی " نوشته و شاعر جدیدی جعل کرده اند و دکتر عبدالرسول خیام پور در فرهنگ سخنوران ص برای خلاصی کاشانی شاعر مجعول عنوان مستقل قرار داده است.

۳. جذبی اصفهانی

مظفر حسین صبا درباره ی او می نویسد : " جذبی اصفهانی، خلف عالی خان از اجراء شاه طهماسب ماضی بود. " ( تذکره روز روشن ص ۱۶۶ ) ولی چنین شاعری وجود ندارد.

در قدیمی ترین منبع یعنی تذکره عرفات العاشقین ( ج ۲ ص ) آمده است : " " از این مطلب برداشت می شود که جذبی اهل اصفهان نبوده و نام پدرش را صاحب تذکره ی روز روشن تحریف کرده است. منابع دیگر هم که به تذکره عرفات العاشقین دسترسی نداشته اند و یا دقت کافی نکرده اند همین اشتباه را از قول تذکره روز روشن تکرار کرده اند. ( بنگرید به : فرهنگ سخنوران ص ، اعلام اصفهان ج ص )

غزلی از امیر خسرو دهلوی

ای کاش مرا با تو سر و کار نبودی

تا دیده و دل هر دو گرفتار نبودی

شرمنده نبودی اگر از ریختن خون

آن زلف نگون تو نگونسار نبودی

بودی سر آتش که بدیدی به سوی من

گر نرگس مخمور تو بیمار نبود

برداشتمی این دل در گوشه فتاده

گر از غم و اندیشه گرانبار نبودی

هم سهل گذشتی ستم و هجر تو بر من

گر شحنه غم بر سر این کار نبودی

مردم ز جفای تو و کس زنده نماند

در عالم اگر یار وفادار نبودی

دشوار شد احوال من و دوست نداند

گر دوست بدانستی، دشوار نبودی

خسرو، اگرت دیده به خوبان نفتادی

از غمزه خوبان دلت افگار نبودی

*

پی نوشت :

در صفحه ۱۶ ضمیمه تذکره یوسفی ( حدیقه الصفا ) نوشته : یوسف علی خان که به کوشش عبدالسبحان استاد کالج مولانا آزاد کلکته ، در کلکته چاپ حروفی شده است این بیت را از میر محمد باقر خُرّم آورده است

با نرگس چشم تو اگر کار نبودی

رنگ رخ ما زرد چو بیمار نبودی

رسوای جهان کرد مرا اشک وگرنه

راز دل ما قابل اظهار نبودی

سرقت ادبی و تاریخی به نام دانشنامه !! ( دانشنامه شهرستان خمینی شهر )

با کمال تاسف اعلام می کنم وب سایت موسوم به دانشنامه شهرستان خمینی شهر چندین سال است دست به سرقت مطالب کتاب ها و بلاگ ها و سایت ها که در اینترنت قابل دریافت است می زند و از ذکر منبع اصلی خود خودداری می کند از جمله زندگینامه زنده یاد دکتر جمشید مظاهری را که در همین وبلاگ نوشته بودم و زندگینامه میرزا محمد طاهر نصرآبادی را که در جلد سوم کتاب اعلام اصفهان چاپ شده و به صورت الکترونیک در سایت قائمیه اصفهان درج شده است را بدون کوچکترین زحمتی کپی پیس کرده و به غارت برده و به طور کامل و با منابع همراه آن به نام خود ثبت کرده اند و هیچ ذکری از منبع اصلی یعنی وبلاگ گردباد شور جنون و کتاب اعلام اصفهان نبرده اند.

این دزدی آشکار است و بنده به عنوان محقق شناخته شده اصفهان و صاحب آثار و مقالات فراوان در اصفهان شناسی ار عاملان این سرقت ناجوانمردانه به هیچ وجه راضی نیستم مگر آنکه کلیه مطالب سرقت شده را حذف کنند.

البته امیدی به شکایت و پیگیری مسوولان مربوطه ندارم و شکایت خویش را به خداوند می برم زیرا این دزدهای فرهنگ حاصل روزها زحمت و هزینه برای تحقیق خود را به غارت برده و به نام خود ثبت کرده اند. و نمی دانم از چه ارگان و دستگاهی حمایت می شوند و به نام دانشنامه دسترنج محققان دیگر را می دزدند و هزینه تحقیق دریافت می کنند.

ننگ بر شما که نام تحقیق و دانشنامه و دایره المعارف را هم به گند کشیدید !