زندگینامه دکتر جمشید مظاهری ( سروشیار )

 جمشید مظاهری، نویسنده و اصفهان‌شناس برجسته درگذشت

 

 

        استاد جمشید  مظاهری سیچانی متخلص به " سروشیار "  ،شاعر  ادیب محقق و مورخ دانشمند و نسخه شناس کم نظیر اصفهان در روز 16 خرداد 1321 ه. ش. در محله پاچنار سیچان اصفهان به دنیا آمد.

       تحصیلات ابتدایی ومتوسطه را در اصفهان به پایان رساند و با توجه به عشق فراوان به معلمی وارد آموزش و پرورش شد و در مدارس همایون شهر ( خمینی شهر کنونی ) به تدریس پرداخت. آنگاه به دانشگاه اصفهان راه یافت و در رشته زبان و ادبیات فارسی ادامه تحصیل داد و موفق به اخذ فوق لیسانس گردید. او به استخدام دانشگاه اصفهان درآمد و در گروه زبان و ادبیات فارسی به تدریس پرداخت. پس از آشکار شدن مراتب علم و فضل و جامعیت و مهارت استاد مظاهری ، به او دکترای افتخاری داده شد. استاد مظاهری از مشتاقان و جستجوگران سرسخت دانش و عاشق کتاب ها و نسخه های خطی بود و اغلب عمر خود را به مطالعه و تحقیق گذراند.

        او  ازسال 1346 به بعد به همکاری با مجلات معتبر ادبی پرداخت که حاصل آن بیش از 50 عنوان مقاله کوتاه و بلند ارزشمند در نقد کتاب ،  تصحیح متون و جستارهای ادبی است که در نشریاتی چون یغما ، راهنمای کتاب ، آینده ، مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان ، نشر دانش ، پژوهشنامه  زبان و ادبیات فارسی  جهان کتاب ، دریچه  و چند نشریه دیگر به چاپ رسیده است. در کتاب سرو رشید و دانشنامه جهان اسلام و دانشنامه تخت فولاد نیز مقالاتی از او به چاپ رسیده است.. همچنین وی  به عنوان استاد راهنما و استاد مشاور دهها پایان نامه دانشجویان دوره فوق لیسانس و دکترای  رشته ادبیات را راهنمایی نمود. بررسی این پایان نامه ها نشان می دهد که او برای معرفی و نقد نسخه های خطی شوق و علاقه ای فراوان داشت.

           وی  در تسلط به متون ادبی و عرفانی خصوصا در عرصه ی  خاقانی شناسی ، ناصر خسرو شناسی ، شاهنامه پژوهی استادی کم نظیر بود و کاملا به دقایق و نکات پیچیده متون چون لغات و دستور زبان و تصحیح متون آگاهی داشت. نثر او به شهادت مفالات و تصحیح ها و تحقیقاتش ،  نثری استوار و پخته ودر عین حال روان و دل انگیز بود و توانسته بود بین سره نویسی و زنثر فنی و زبان امروز تعادلی ایجاد کند. او شعر نیز می سرود و در آن اشعار " سروشیار  " تخلص می کرد اما تمایلی برای انتشار آنها نداشت.

        استاد مظاهری در عرصه تاریخ نیز صاحب معلومات فراوان بود و در اصفهان شناسی نیز کم نظیر بود . تعلیقات او بر کتاب تاریخ اصفهان نوشته میرزا حسن خان جابری انصاری خود نشان دهنده وسعت و عمق اطلاعات او در تاریخ و آثار تاریخی و رجال و منابع اصفهان است. دکتر لطف الله هنرفر از او بسیار تعریف و تمجید می کرد و می گفت :  " در شناخت اصفهان در همه ی ابعاد کسی را به جامعیت جمشید مظاهری نداریم."

       دکتر مظاهری در راهنمایی دانشجویان و محققان بسیار سخاوتمند و مشتاق بود  و به این خاطر در بین دانشجویان و محققان اصفهان محبوبیت بسیاری داشت. او انسانی  فروتن و بی ادعا بود و گاه برای پرسیدن نکته ای یا اطلاع از کتابی از استمداد جستن از کسانی که چندین سال از او کوچکتر بودند ابائی نداشت.

        او  اهل ریاکاری و مجامله نبود و نظرات خود را در نقد نابسامانی های عرصه فرهنگ بیان می کرد. او برای حفظ تخت فولاد گورستان بسیار قدیمی اصفهان خون دلها خورد و از جمله در اعتراض به تخریب تکایای تخت فولاد و نابودی قبور مشاهیر مدفون در آن مقاله ای نوشت و در کیهان فرهنگی به چاپ سپرد. و هنگامی که مطلع شد عوامل شهرداری اصفهان کمر به انهدام مزار بابافولاد ( سند اصلی تخت فولاد )  بسته اند به رایزنی با محققان و صاحبان نفوذ پرداخت و موفق به جلوگیری از این اقدام شد و دو تن از دانشجویان رشته مرمت آثار تاریخی را به تعمیر سنگ مزار ارزشمند بابافولاد مامور نمود و کار به خوبی به پایان رسید.

          دکتر مظاهری در یکی دو دهه ی آخر عمر از برخی مقامات دانشگاه اصفهان نامهربانی های بسیار دید و ساعات تدریس او کاهش یافت و از طرف دیگر بیماری دیابت او را گرفتار درد و رنج نمود . با این همه او از پا نایستاد و تدریس و تحقیق و نوشتن مقاله و تصحیح متون را واننهاد تا اینکه بر اثر گسترش بیماری و آسیب دیدن قلب و کلیه در بیمارستان دکتر چمران اصفهان بستری شد و روز پنج شنبه 19  بهمن   1396 ه. ش. چشم از جهان فروبست و روی به سرای جاوید نهاد.

      پیکر استاد در میان حزن و اندوه علاقمندان و شاگردانش و شمار بسیاری از هنرمندان  اهالی فرهنگ و ادب اصفهان از منزل پدری به سوی آرامستان باغ رضوان تشییع و در قطعه نام آوران به خاک سپرده شد.

 

 

این آثار از اوست:

 

1 -تصحیح و تحقیق " تاریخ اصفهان " نوشته ی میرزا حسن خان جابری انصاری ، اصفهان ، مشعل  ،  1378

2 - " شرح مشکلات دیوان ناصر خسرو" ( نقد حاضر در تصحیح دیوان ناصر ) نوشته ی ادیب پیشاوری  ، به اهتمام جمشید سروشیار  ، اصفهان : سهروردی ، 1362

3 - " ادوات شعر و مقدمات شاعری "  نوشته شمس قیس رازی ، به کوشش جمشید مظاهری و محمد فشارکی ، اصفهان : بی نا ، بی تا

4 - " معیار الاشعار در علم عروض و قوافی " نوشته ی خواجه نصیرالدین طوسی ،( چاپ از روی نسخه عکسی ) ، به اهتمام محمد فشارکی و جمشید مظاهری  اصفهان : سهروردی ، 1363

5 - " رساله رباعی " نوشته ی مفتی سعدالله مرادآبادی ، به اهتمام جمشید سروشیار آصفهان : بی نا { چاپخانه عرفان } ، 1358

6 - " گزیده رباعیات کمال اسماعیل "  گزینش ومقدمه جمشید مظاهری ، به خط استاد نصرالله معین الکتاب ، اصفهان : سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان ،  1389

 

منابع

---------------------------------------------

- فرهنگ بزرگان تاریخ اصفهان ( نسخه دستنویس و چاپ نشده )

استاد جمشید مظاهری به ابدیت پیوست

جمشيد مظاهري

 

  استاد جمشید مظاهری درگذشت.استاد کم نظیر ادبیات فارسی و پژوهشگر پرتلاش اصفهان شناس از میان ما رفت. دانشمندی که سخاوتمندانه دانسته هایش را به مشتاقان دانش و بینش عرضه می کرد. بزرگمردی که شرافت قلم و حرمت دانش را به نام و نان نفروخت و تا بود خار چشم غاصبان تنگ نظر و پرمدعا و بی هنر دانشگاه بود.

    جای او اکنون بسیار خالی و از دست رفتن او خسارتی جبران ناپذیر است. یادش را گرامی می داریم و به یاران و شاگردان و رهروان راه او تسلیت می گوییم.

دستاوردهای شعر فروغ برای شعر  امروز

j3q1_12670613_995274063873811_5345996366782346248_n.jpg

     به بهانه  پنجاه و یکمین  سالگرد درگذشت فروغ فرخزاد

     در سیر اندیشه فروغ حرکت او ،  از تسلیم شدن به احساسات روزمره و دلخوشی به خوشبختی های کوچک و رنج های حقیر به سوی عصیان و زایش آگاهی و رسیدن به تولدی دیگر را شاهد هستیم. در  مرحله آخر ، اندیشه او همپای بیان شاعرانه اش اوج می گیرد و شاعر را از برهوت ابتذال نجات می دهد.

         او از همان آغاز زنی شورشی بود. در همان کتاب اولش نسبت به آداب و سنن  کهنه شورش کرد و پرچم عصیان را برافراشت. اما این عصیان حالتی غریزی ، خود انگیخته و هیستریک داشت. عصیان او نتیجه تنگناها و محدودیت های خانواده و جامعه سنتی بر  زن ایرانی بود. در ادامه این عصیان ، کم کم به خستگی و یاس و بیهودگی می رسد. پرنده ای است که خود را به میله های قفس می کوبد و چون راه نجاتی نمی یابد ، شکست خورده و مغموم گوشه ی عزلت اختیار می کند و  سوگوار مرگ تدریجی خود می شود.

  اما فروغ راه خودش را پیدا می کند. ورود به دنیای شعر نیما و شاملو و تجربیات خود او در زندگی ، راه تازه ای را پیش پای او می گشاید. او پی به بند ها و زنجیرهایی می برد که تا آن وقت دیده نمی شدند. آگاهی به خویش و جامعه ی خویش کلید  گمشده ای است که فروغ آنرا می یابد تا در این محبس تنگ و تاریک را بگشاید. او نه تنها در ساحت اندیشه بلکه در گزینش و چینش واژگان شعر خود به نگاه تازه ای میرسد. به دستاوردی می رسد که برای شعر فارسی هم ارزش بسیاری دارد.

   او در تولدی دیگر به ماهیت ابتذال خصوصا در زندگی معمولی زن ایرانی پی می برد. و آنرا حقیر می یابد. مدگرایی و پرسه زنی های بی حاصل در بازار مد و مصرف و حسادت ها و تفاخرهای ابلهانه را به سخره می گیرد و خود را از تکرار و پوچی زندگی روزمره دور می کند. او بسان پیشگویی روشن ضمیر تباهی ها و فرومایگی ها و سرانجام زوال جامعه خویش را می بیند و دردمندانه نسبت به آن هشدار می دهد. نگاه او به هستی و  زندگی و مرگ  دگرگون می شود. و او مرگ را نیمه ی دیگری از حیات و کامل کننده زندگی خود می داند.

   شعر فروغ هرچند با مرگ شاعر از تکامل و اوج باز می ماند ، اما خود شاخص و معیاری معتبر برای سنجش عیار شعرهای پس از خود می شود.دستاوردهای شعر فروغ همچون داشتن نگاه تازه به انسان و جهان ، تازگی در نحوه ی نگاه و زاویه دید در عناصر و کاراکتر های شعر ، استفاده از زبان روزمره با حفظ شاعرانگی و نیفتادن در دام نثر ، عینیت گرایی و توجه به اجزاء و اتفاقات جامعه و زندگی روزمره  و دوری از ذهنیت گرایی و کلی گویی ، پرهیز از شعار در شعرهای اجتماعی و داشتن نگاهی انسانی و برابری طلب نسبت به جامعه از جمله مهمترین دستاوردهای اوست که هنوز هم تا حدود زیادی می تواند به ما نشان دهد که نسبت به 50 سال قبل شاعران ما کجا ایستاده اند.

 نگاهی به وضعیت شعر امروز نشان می دهد که هنوز باید شاعران را به بازخوانی شعر فروغ و توشه گیری از دستاوردهای ارزشمند شعر او  فراخواند. بسیاری از شاعران پیشکسوت و با سابقه در این سال ها یا خود را تکرار کرده و محافظه کار شده اند و یا گام هایی به پس برداشته و عقب نشسته اند.

    البته که باید از این نقطه های اوج فراتر رفت و به همین دستاوردها بسنده نکنیم. راه تکامل برای شعر باز است و پذیرای رهپویانی که با جسارت و درایت قدم در این راه گذارند.